reimagined future
آینده احتمالی
reimagined version
نسخه احتمالی
completely reimagined
کاملاً احتمالی
reimagined design
طراحی احتمالی
reimagined space
فضای احتمالی
being reimagined
در حال احتمالسازی
reimagined world
جهان احتمالی
reimagined story
داستان احتمالی
reimagined experience
تجربه احتمالی
now reimagined
اکنون احتمالسازی شده
the classic fairy tale has been reimagined for a modern audience.
داستان فانتزی کلاسیک برای مخاطبی جدید بازگو شده است.
the city's waterfront was reimagined with new parks and walkways.
دریاچه شهر با پارکهای جدید و مسیرهای پیادهروی بازگو شده است.
the band reimagined their greatest hits with a new electronic sound.
گروه موسیقی آثار موفق خود را با یک صداي الکترونیک جدید بازگو کرد.
the museum presented a reimagined exhibit on ancient egypt.
موزه نمایشگاهی جدید در مورد مصر باستان ارائه داد.
the old factory was reimagined as a vibrant artist's studio.
کارخانه قدیمی به عنوان یک استودیو هنرمند زنده بازگو شد.
the novel reimagined the story of romeo and juliet in a futuristic setting.
کتاب نوvelle داستان رومئو و جولیت را در یک محیط آیندهنگر بازگو کرد.
the company reimagined its branding to appeal to a younger demographic.
شرکت برند خود را بازگو کرد تا جذب جمعیت جوانتری شود.
the architect reimagined the space to maximize natural light.
معمار فضای را بازگو کرد تا نور طبیعی را به حداکثر برساند.
the play reimagined the myth of icarus with a focus on his father.
نمایش بازگویی افسانه ایکاروس با تمرکز بر پدرش را ارائه داد.
the restaurant reimagined traditional italian cuisine with innovative techniques.
رستوران غذای ایتالیایی سنتی را با فنون نوآورانه بازگو کرد.
the software was reimagined to be more user-friendly and accessible.
نرمافزار بازگویی شد تا کاربرپسندتر و قابل دسترستر شود.
reimagined future
آینده احتمالی
reimagined version
نسخه احتمالی
completely reimagined
کاملاً احتمالی
reimagined design
طراحی احتمالی
reimagined space
فضای احتمالی
being reimagined
در حال احتمالسازی
reimagined world
جهان احتمالی
reimagined story
داستان احتمالی
reimagined experience
تجربه احتمالی
now reimagined
اکنون احتمالسازی شده
the classic fairy tale has been reimagined for a modern audience.
داستان فانتزی کلاسیک برای مخاطبی جدید بازگو شده است.
the city's waterfront was reimagined with new parks and walkways.
دریاچه شهر با پارکهای جدید و مسیرهای پیادهروی بازگو شده است.
the band reimagined their greatest hits with a new electronic sound.
گروه موسیقی آثار موفق خود را با یک صداي الکترونیک جدید بازگو کرد.
the museum presented a reimagined exhibit on ancient egypt.
موزه نمایشگاهی جدید در مورد مصر باستان ارائه داد.
the old factory was reimagined as a vibrant artist's studio.
کارخانه قدیمی به عنوان یک استودیو هنرمند زنده بازگو شد.
the novel reimagined the story of romeo and juliet in a futuristic setting.
کتاب نوvelle داستان رومئو و جولیت را در یک محیط آیندهنگر بازگو کرد.
the company reimagined its branding to appeal to a younger demographic.
شرکت برند خود را بازگو کرد تا جذب جمعیت جوانتری شود.
the architect reimagined the space to maximize natural light.
معمار فضای را بازگو کرد تا نور طبیعی را به حداکثر برساند.
the play reimagined the myth of icarus with a focus on his father.
نمایش بازگویی افسانه ایکاروس با تمرکز بر پدرش را ارائه داد.
the restaurant reimagined traditional italian cuisine with innovative techniques.
رستوران غذای ایتالیایی سنتی را با فنون نوآورانه بازگو کرد.
the software was reimagined to be more user-friendly and accessible.
نرمافزار بازگویی شد تا کاربرپسندتر و قابل دسترستر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید