reimagining

[ایالات متحده]/ˌriːɪˈmædʒɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːɪˈmædʒɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند تصور مجدد چیزی به روشی جدید؛ یک تفسیر یا بازتوسعه جدید
adj. دارای ایده ای که به روشی جدید دوباره در ذهن شکل گرفته است؛ طراحی یا تفسیر مجدد شده
v. فعل مداوم/اسم مصدر از reimagine: تصور کردن مجدد به روشی جدید؛ بازسازی یا بازتعریف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reimagining the future

بازطراحی آینده

reimagining education

بازطراحی زندگی ما

reimagining healthcare

بازطراحی فضاهای عمومی

reimagining the city

بازطراحی تجربه مشتری

reimagining work

بازطراحی محیط کار

reimagining business

بازطراحی آموزش

reimagining travel

بازطراحی مراقبت‌های بهداشتی

reimagining design

بازطراحی طراحی

reimagining learning

بازطراحی نوآوری

reimagining entertainment

جملات نمونه

we are reimagining the customer experience with faster support and clearer pricing.

ما در حال بازآفرینی تجربه مشتری با پشتیبانی سریع‌تر و قیمت‌گذاری شفاف‌تر هستیم.

the team is reimagining the brand identity to appeal to younger audiences.

تیم در حال بازآفرینی هویت برند برای جذب مخاطبان جوان‌تر است.

she is reimagining her career path after a year of volunteering abroad.

او پس از یک سال داوطلبانه در خارج از کشور، مسیر شغلی خود را در حال بازآفرینی است.

they are reimagining the workplace culture to prioritize trust and flexibility.

آن‌ها در حال بازآفرینی فرهنگ محیط کار برای اولویت‌بندی اعتماد و انعطاف‌پذیری هستند.

our designers are reimagining the user interface to reduce clutter and improve accessibility.

طراحان ما در حال بازآفرینی رابط کاربری برای کاهش شلوغی و بهبود دسترسی هستند.

the city is reimagining public transportation to cut emissions and ease traffic.

شهر در حال بازآفرینی سیستم حمل و نقل عمومی برای کاهش انتشار و رفع ترافیک است.

the school is reimagining the curriculum to include more hands-on learning.

مدرسه در حال بازآفرینی برنامه درسی برای گنجاندن یادگیری عملی بیشتر است.

he is reimagining the business model to focus on recurring revenue.

او در حال بازآفرینی مدل کسب و کار برای تمرکز بر درآمد تکراری است.

we are reimagining the supply chain to improve resilience during disruptions.

ما در حال بازآفرینی زنجیره تامین برای بهبود تاب‌آوری در زمان اختلالات هستیم.

the museum is reimagining the exhibition space to tell stories more vividly.

موزه در حال بازآفرینی فضای نمایشگاه برای تعریف داستان‌ها به طور زنده‌تر است.

the company is reimagining product design to use less plastic and more recycled materials.

شرکت در حال بازآفرینی طراحی محصول برای استفاده از پلاستیک کمتر و مواد بازیافتی بیشتر است.

after the merger, leadership began reimagining the organizational structure for quicker decisions.

پس از ادغام، رهبری شروع به بازآفرینی ساختار سازمانی برای تصمیم‌گیری سریع‌تر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید