rein

[ایالات متحده]/reɪn/
[بریتانیا]/reɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نوار بلند و باریک که به زین اسب متصل است و برای هدایت یا کنترل آن استفاده می‌شود؛ برای کنترل یا حکومت کردن؛ برای داشتن قدرت بر
vt. برای نگه داشتن یا هدایت با یک افسار؛ برای کنترل یا حکومت کردن
vi. برای نگه داشتن یک اسب با افسارها
Word Forms
جمعreins
صفت یا فعل حال استمراریreining
شکل سوم شخص مفردreins
قسمت سوم فعلreined
زمان گذشتهreined

عبارات و ترکیب‌ها

rein in

مهار کردن

loosen the reins

آزاد کردن افسار

take the reins

بر عهده گرفتن مسئولیت

free rein

آزادی عمل

a tight rein

کنترل شدید

جملات نمونه

the reins of government.

زمام حکومت

held the reins tightly.

ناطع را محکم نگه داشت.

gave me free rein to reorganize the department.

به من اجازه کامل داد تا اداره را دوباره سازماندهی کنم.

on a loose rein , he ran better.

با کنترل آزاد، بهتر می‌دوید.

assume the reins of government

فرمان حکومت را به دست بگیرید

The company must keep a tight rein on spending.

شرکت باید کنترل دقیقی بر هزینه ها داشته باشد.

gave rein to her emotions.

احساساتش را آزاد کرد.

Give free rein to your imagination.

به تصورات خودتان اجازه آزاد بدهید.

He reins a horse well.

او خوب افسار اسب را در دست دارد.

he ran foreign affairs on a loose rein .

او امور خارجه را با کنترل آزاد پیش می‌برد.

he reined the mare's head about and rode off.

او سر مادی را به اطراف چرخاند و سوار شد.

with an effort, she reined back her impatience.

با زحمت، بی‌صبری خود را کنترل کرد.

he was given free rein to work out his designs.

به او اجازه کامل داده شد تا طرح های خود را عملی کند.

In those years, he held the reins of government.

در آن سال ها، او زمام حکومت را در دست داشت.

The result is good to use FeSO4 as Fe rein forcer, While it′s not so good to use ZnSO4 Zn rein forcer.

نتیجه استفاده از FeSO4 به عنوان تقویت کننده Fe خوب است، در حالی که استفاده از تقویت کننده ZnSO4 Zn آنقدر خوب نیست.

he reined in his horse and waited for her.

او افسار اسب خود را کشید و منتظر او ماند.

critics noted the failure of the government to rein in public spending.

منتقدان به عدم توانایی دولت در کنترل هزینه های عمومی اشاره کردند.

The rider pulled on the reins, and the horse stopped.

سوار افسار را کشید و اسب متوقف شد.

The government has imposed strict reins on the import of luxury goods.

دولت محدودیت های سختگیرانه ای بر واردات کالاهای لوکس تحمیل کرده است.

management is criticized for its unwillingness to let go of the reins of an organization and delegate routine tasks.

مدیریت به دلیل عدم تمایل به واگذاری مسئولیت های روتین به دیگران مورد انتقاد قرار گرفته است.

نمونه‌های واقعی

The kingdom's religious police are being reined in.

پلیس مذهبی پادشاهی در حال کنترل بیشتر است.

منبع: Time

We need the reins back in our hands.

ما نیاز داریم دوباره افسار را به دست بگیریم.

منبع: Billions Season 1

Janet Yellen has officially taken over the reins of the Federal Reserve.

جانت یلن رسماً مسئولیت اداره فدرال رزرو را بر عهده گرفته است.

منبع: NPR News February 2014 Compilation

Jobs kept a tight rein on the hiring process.

جобс به شدت بر روند استخدام کنترل داشت.

منبع: Steve Jobs Biography

You want to rein in your Morty? - Every day.

می‌خوای Morty ات رو کنترل کنی؟ - هر روز.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

So, we're just gonna give him free rein?

پس، ما فقط می‌خواهیم به او آزادی کامل بدهیم؟

منبع: Super Girl Season 2 S02

The fact that the Israeli media has been given full rein.

این واقعیت که به رسانه‌های اسرائیلی آزادی کامل داده شده است.

منبع: BBC Listening Collection April 2021

Why don't you just take the reins and text him?

چرا نمی‌روی مسئولیت را به دست بگیری و به او پیامک ندهی؟

منبع: Listening to American TV shows.

Goldman and its rivals have essentially had free rein on the markets.

گلدمن و رقبای آن اساساً آزادی عمل کامل در بازارها داشته‌اند.

منبع: Financial Times

Ch'ang-tsu said, " Who is he that holds the reins in the carriage there? "

چانگ-تسو گفت: «چه کسی افسار ارابه را در آنجا در دست دارد؟»

منبع: The Analects

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید