relamping

[ایالات متحده]/rɪˈlæmpɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈlæmpɪŋ/

ترجمه

v. جایگزین یا تغییر منابع نور یا لامپ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

relamping schedule

برنامه تعویض لامپ

relamping in progress

در حال تعویض لامپ

relamping completed

تعویض لامپ کامل شده

relamping needed

نیاز به تعویض لامپ

relamping project

پروژه تعویض لامپ

relamping interval

فاصله تعویض لامپ

relamping program

برنامه تعویض لامپ

relamping maintenance

نگهداری تعویض لامپ

relamping service

خدمت تعویض لامپ

relamping necessary

تعویض لامپ ضروری است

جملات نمونه

the facility manager implemented a scheduled relamping program to reduce energy costs.

مدیر فعالیت‌های ساختمان یک برنامه تعویض لامپ برنامه‌ریزی‌شده را اجرا کرد تا هزینه‌های انرژی را کاهش دهد.

preventive relamping helps avoid unexpected lighting failures in the warehouse.

تعویض پیشگیرانه لامپ‌ها به جلوگیری از خرابی ناگهانی روشنایی در انبار کمک می‌کند.

our relamping schedule is based on the average lifespan of the fluorescent tubes.

برنامه تعویض لامپ‌های ما بر اساس متوسط عمر لوله‌های فلورسنت است.

the relamping contract was awarded to a certified electrical contractor.

قرارداد تعویض لامپ به یک مهندس برق معتبر اعطا شد.

emergency relamping was required after the storm damaged several light fixtures.

پس از اینکه باران‌های شدید چندین دستگاه روشنایی را آسیب دید، تعویض اضطراری لامپ‌ها لازم شد.

the relamping project for the office building will be completed over the weekend.

پروژه تعویض لامپ ساختمان اداری در طول این هفته‌ای کامل خواهد شد.

we recommend a complete relamping every five years to maintain optimal lighting levels.

ما توصیه می‌کنیم که هر پنج سال یک بار تعویض کامل لامپ‌ها را انجام دهید تا سطح روشنایی بهینه حفظ شود.

the relamping procedure includes testing all new lamps before installation.

فرآیند تعویض لامپ شامل آزمایش تمام لامپ‌های جدید قبل از نصب است.

modern led technology has significantly reduced relamping frequency in commercial buildings.

فناوری لید مدرن باعث کاهش قابل توجهی در فرکانس تعویض لامپ در ساختمان‌های تجاری شده است.

the relamping cycle for our manufacturing plant follows strict safety protocols.

چرخه تعویض لامپ در کارخانه تولید ما به طور صریح از پروتکل‌های ایمنی پیروی می‌کند.

annual relamping maintenance ensures consistent illumination throughout the facility.

نگهداری سالانه تعویض لامپ تضمین می‌کند که روشنایی یکنواخت در سراسر ساختمان حفظ شود.

the relamping plan was designed to minimize disruption to daily operations.

برنامه تعویض لامپ به گونه‌ای طراحی شد که از ایجاد اختلال در فعالیت‌های روزانه جلوگیری شود.

relamping costs can be recovered through improved energy efficiency within two years.

هزینه‌های تعویض لامپ می‌تواند در خلال دو سال از طریق بهبود کارایی انرژی بازپرداخت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید