relaunching

[ایالات متحده]/[ˈriːlɒːtʃɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈriːlɒːtʃɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شروع یا راه‌اندازی مجدد، به ویژه پس از یک بازه زمانی از تعطیلی یا شکست؛ معرفی مجدد یک محصول یا خدمات، اغلب با تغییرات یا بهبودهایی.
v. (در مورد یک وب‌سایت یا خدمات) یک وب‌سایت یا خدمات را مجدد فعال کردن پس از یک بازه زمانی از غیبت.

عبارات و ترکیب‌ها

relaunching the product

راه اندازی مجدد محصول

relaunching soon

به زودی راه اندازی مجدد

relaunching campaign

کمپین راه اندازی مجدد

relaunched website

وبسایت راه اندازی مجدد شده

after relaunching

پس از راه اندازی مجدد

relaunching efforts

تلاش‌های راه اندازی مجدد

relaunching strategy

استراتژی راه اندازی مجدد

relaunching next month

راه اندازی مجدد ماه آینده

relaunching platform

پلتفرم راه اندازی مجدد

relaunching initiative

م iniciativa راه اندازی مجدد

جملات نمونه

the company is relaunching its flagship product with a new marketing campaign.

شرکت با کمپین تبلیغاتی جدید، محصول اصلی خود را مجدد راه‌اندازی می‌کند.

we're relaunching the website next month with a completely redesigned interface.

ما ماه آینده با یک رابط کاربری باز طراحی شده، وب‌سایت را مجدد راه‌اندازی خواهیم کرد.

after a brief hiatus, the popular tv show is relaunching for a new season.

پس از یک استراحت کوتاه، برنامه تلویزیونی محبوب برای فصل جدید مجدد راه‌اندازی می‌شود.

the airline is relaunching its frequent flyer program with enhanced benefits.

هواپیمایی برنامه پروازهای مکرر خود را با مزایای بهبود یافته مجدد راه‌اندازی می‌کند.

the restaurant is relaunching its menu with a focus on locally sourced ingredients.

رستوران منوی خود را با تمرکز بر مواد اولیه محلی مجدد راه‌اندازی می‌کند.

the software developer is relaunching the app with improved performance and stability.

توسعه‌دهنده نرم‌افزار اپلیکیشن را با عملکرد و پایداری بهبود یافته مجدد راه‌اندازی می‌کند.

the political campaign is relaunching its efforts to reach undecided voters.

کمپین سیاسی تلاش‌های خود را برای دستیابی به افراد نامشخص مجدد راه‌اندازی می‌کند.

the museum is relaunching its educational programs for children and families.

موزه برنامه‌های آموزشی خود را برای کودکان و خانواده‌ها مجدد راه‌اندازی می‌کند.

the brand is relaunching its image with a new logo and tagline.

برند تصویر خود را با لوگو و جمله‌یاب جدید مجدد راه‌اندازی می‌کند.

the project is relaunching after a delay due to unforeseen circumstances.

پروژه پس از تاخیر ناشی از اتفاقات غیرمنتظره مجدد راه‌اندازی می‌شود.

the team is relaunching its strategy following a disappointing performance.

تیم استراتژی خود را پس از عملکرد ناکام مجدد راه‌اندازی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید