relaxedly reading
مطالعه آرام
relaxedly enjoying
لذت بردن آرام
relaxedly sitting
نشستن آرام
relaxedly chatting
چت کردن آرام
relaxedly listening
گوش دادن آرام
relaxedly walking
قدم زدن آرام
relaxedly watching
تماشای آرام
relaxedly dreaming
رویای آرام
relaxedly thinking
فکر کردن آرام
relaxedly eating
خوردن آرام
she read her book relaxedly on the couch.
او به طور آرام کتابش را روی مبل خواند.
he relaxedly sipped his coffee while watching the sunrise.
او در حالی که طلوع خورشید را تماشا میکرد، به آرامی قهوهاش را نوشید.
they spent the afternoon relaxedly chatting by the pool.
آنها بعد از ظهر به طور آرام کنار استخر گپ زدند.
the cat relaxedly stretched out in the sun.
گربه به طور آرام در آفتاب دراز کشید.
she relaxedly listened to music while cooking dinner.
او در حالی که شام درست میکرد، به طور آرام به موسیقی گوش داد.
he relaxedly walked through the park, enjoying the scenery.
او در حالی که از مناظر لذت میبرد، به آرامی در پارک قدم زد.
they relaxedly discussed their plans over lunch.
آنها در حین ناهار به طور آرام برنامههای خود را مورد بحث قرار دادند.
she relaxedly watched her favorite show after a long day.
او پس از یک روز طولانی، به طور آرام سریال مورد علاقه خود را تماشا کرد.
he relaxedly played video games with his friends.
او به طور آرام با دوستانش بازی ویدیویی کرد.
they relaxedly strolled along the beach at sunset.
آنها در هنگام غروب خورشید به طور آرام در امتداد ساحل قدم زدند.
relaxedly reading
مطالعه آرام
relaxedly enjoying
لذت بردن آرام
relaxedly sitting
نشستن آرام
relaxedly chatting
چت کردن آرام
relaxedly listening
گوش دادن آرام
relaxedly walking
قدم زدن آرام
relaxedly watching
تماشای آرام
relaxedly dreaming
رویای آرام
relaxedly thinking
فکر کردن آرام
relaxedly eating
خوردن آرام
she read her book relaxedly on the couch.
او به طور آرام کتابش را روی مبل خواند.
he relaxedly sipped his coffee while watching the sunrise.
او در حالی که طلوع خورشید را تماشا میکرد، به آرامی قهوهاش را نوشید.
they spent the afternoon relaxedly chatting by the pool.
آنها بعد از ظهر به طور آرام کنار استخر گپ زدند.
the cat relaxedly stretched out in the sun.
گربه به طور آرام در آفتاب دراز کشید.
she relaxedly listened to music while cooking dinner.
او در حالی که شام درست میکرد، به طور آرام به موسیقی گوش داد.
he relaxedly walked through the park, enjoying the scenery.
او در حالی که از مناظر لذت میبرد، به آرامی در پارک قدم زد.
they relaxedly discussed their plans over lunch.
آنها در حین ناهار به طور آرام برنامههای خود را مورد بحث قرار دادند.
she relaxedly watched her favorite show after a long day.
او پس از یک روز طولانی، به طور آرام سریال مورد علاقه خود را تماشا کرد.
he relaxedly played video games with his friends.
او به طور آرام با دوستانش بازی ویدیویی کرد.
they relaxedly strolled along the beach at sunset.
آنها در هنگام غروب خورشید به طور آرام در امتداد ساحل قدم زدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید