comfortably

[ایالات متحده]/ˈk ʌmfətəblɪ/
[بریتانیا]/'kʌmftəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی راحت یا دنج؛ به روشی آرام یا آسان؛ زندگی در فراوانی؛ ثروتمند.

عبارات و ترکیب‌ها

resting comfortably

در حال استراحت راحت

sitting comfortably

در حال نشستن راحت

sleeping comfortably

در حال خوابیدن راحت

lying comfortably

در حال دراز کشیدن راحت

living comfortably

در حال زندگی راحت

working comfortably

در حال کار کردن راحت

comfortably off

خوب و راحت

جملات نمونه

a house that is comfortably appointed.

یک خانه با امکانات راحت

Amy is now comfortably situated.

امی اکنون در وضعیت راحتی قرار دارد.

the house comfortably sleeps ten.

خانه به راحتی برای ده نفر مناسب است.

any modern GTi hatchback will comfortably outpace it.

هر خودروی GTi مدرن به راحتی از آن پیشی خواهد گرفت.

His views did not sit comfortably with the management line.

دیدگاه او به راحتی با خط مدیریتی همخوانی نداشت.

Are you sitting comfortably?Then I'll begin.

آیا راحت نشسته‌اید؟ سپس من شروع خواهم کرد.

He settled his briefcase comfortably in his lap.

او کیف دستی خود را به راحتی روی دامنش قرار داد.

He seated himself comfortably at the foot of the bed.

او به راحتی در پای تخت نشست.

He settled himself more comfortably in his chair.

او بیشتر راحت‌تر در صندلی خود جا گرفت.

Her head was resting comfortably against his chest.

سرش به راحتی روی سینه‌اش قرار داشت.

His rooms were comfortably furnished.

اتاق‌هایش به راحتی مبله بودند.

My brother is very comfortably off.He has a career in finance.

برادر من بسیار راحت است. او شغلی در امور مالی دارد.

keep adding water until you can comfortably poke your finger into the soil.

به اضافه کردن آب ادامه دهید تا بتوانید به راحتی انگشت خود را در خاک فرو کنید.

Place your hands naturally and work comfortably using the distinctive and ergonomist-approved Comfort Curve design with quiet touch keys.

دست‌های خود را به طور طبیعی قرار دهید و با استفاده از طراحی منحصر به فرد و دارای تایید ارگونومی Comfort Curve با کلیدهای لمسی آرام، به راحتی کار کنید.

You will inspire her comfortably breath in the ever-changing seasons of flowers blooming and shriveling.

شما الهام بخش او خواهید بود تا به راحتی در فصول همیشه در حال تغییر شکوفه زدن و پژمرده شدن گل ها نفس بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید