releasee

[ایالات متحده]/rɪˈliːsiː/
[بریتانیا]/rɪˈliːsi/

ترجمه

n. کسی که از بدهی یا تعهد رها شده است؛ شخصی که انتقال حقوق یا املاک به او انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

releasee agreement

توافقنامه رهاشده

releasee rights

حقوق رهاشده

releasee form

فرم رهاشده

releasee notice

اطلاع‌رسانی رهاشده

releasee obligations

وظایف رهاشده

releasee statement

اظهارنامه رهاشده

releasee document

سند رهاشده

releasee signature

امضای رهاشده

releasee consent

رضایت رهاشده

releasee terms

شرایط رهاشده

جملات نمونه

the releasee was finally allowed to go home after serving their time.

رهایی‌گرفته پس از گذراندن دوران حبس، بالاخره اجازه بازگشت به خانه را داشت.

the court monitored the conditions of the releasee's parole.

دادگاه شرایط آزادی مشروطه‌ای رهایی‌گرفته را رصد می‌کرد.

friends and family welcomed the releasee with open arms.

دوستان و خانواده رهایی‌گرفته را با آغوش باز استقبال کردند.

the releasee must attend regular counseling sessions.

رهایی‌گرفته باید در جلسات منظم مشاوره شرکت کند.

after the hearing, the releasee expressed gratitude for their freedom.

پس از جلسه دادگاه، رهایی‌گرفته قدردانی خود را از آزادی‌اش ابراز کرد.

support groups can help the releasee reintegrate into society.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به رهایی‌گرفته کمک کنند تا دوباره وارد جامعه شوند.

the releasee's behavior will be closely monitored for the next year.

رفتار رهایی‌گرفته در سال آینده به دقت رصد خواهد شد.

the releasee was given a second chance at life.

رهایی‌گرفته فرصتی دوباره برای زندگی داده شد.

many challenges await the releasee as they start anew.

چالش‌های زیادی در انتظار رهایی‌گرفته است زیرا آن‌ها شروع به زندگی جدید می‌کنند.

the releasee found employment shortly after their release.

رهایی‌گرفته مدتی پس از آزادی خود، شغل پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید