convict

[ایالات متحده]/kənˈvɪkt/
[بریتانیا]/kənˈvɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اعلام کسی گناهکار
n. زندانی
Word Forms
شکل سوم شخص مفردconvicts
قسمت سوم فعلconvicted
زمان گذشتهconvicted
صفت یا فعل حال استمراریconvicting
جمعconvicts

جملات نمونه

a convict still at large.

یک محکوم که هنوز در حال فرار است.

convict sb. of robbery

محکوم کردن کسی به سرقت

there was insufficient evidence to convict him.

برای محکوم کردن او شواهد کافی وجود نداشت.

it is dangerous to convict on his evidence.

اعتماد به شهادت او برای محکوم کردن خطرناک است.

he was convicted of treason and executed.

او به اتهام خیانت محکوم و اعدام شد.

he was convicted of fraud.

او به اتهام کلاهبرداری محکوم شد.

the defendant was convicted of manslaughter.

متهم به اتهام قتل غیر عمد محکوم شد.

escaped convicts on the lam.

محکومان فراری که در حال فرار هستند.

he was convicted of theft.

او به اتهام سرقت محکوم شد.

they were convicted of treason.

آنها به اتهام خیانت محکوم شدند.

Their embarrassment convicted them.

موقعیت شرم آوری آنها را محکوم کرد.

The criminal was convicted of murder.

جنایتکار به اتهام قتل محکوم شد.

The jury convicted the defendant of manslaughter.

هیئت منصفه متهم را به اتهام قتل غیر عمد محکوم کرد.

They were convicted of espionage.

آنها به اتهام تجسس محکوم شدند.

a convicted killer on death row.

یک قاتل محکوم در صف اعدام.

he was convicted of reckless driving.

او به اتهام رانندگی خطرناک محکوم شد.

was tried and convicted in absentia.

در غیاب او محاکمه و محکوم شد.

he was convicted of a lesser assault charge.

او به جرم حمله کمتر مجرم شناخته شد.

نمونه‌های واقعی

Nosair would eventually be convicted for his involvement in the plot.

نوسایر در نهایت به دلیل نقش داشتن در توطئه محاکمه و محکوم شناخته شد.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Still, many observers believed OJ would be convicted.

با این حال، بسیاری از ناظران معتقد بودند که او جی محکوم خواهد شد.

منبع: Reader's Digest Anthology

Now that he's been, uh, convicted, sure.

حالا که او، اوه، محکوم شده است، البته.

منبع: Billions Season 1

The policeman was chasing a convict who escaped from prison last night.

سروان پلیس به دنبال یک محکوم بود که شب گذشته از زندان فرار کرده بود.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Utopia Circle won't exist if Tanya's convicted.

اگر تانیا محکوم شود، دایره اوتوپیا وجود نخواهد داشت.

منبع: The Good Place Season 2

Peter Greste was previously convicted, but deported as a foreigner.

پیتر گرست قبلاً محکوم شده بود، اما به عنوان یک خارجی اخراج شد.

منبع: NPR News August 2015 Compilation

Injustice is about being wrongfully convicted.

نظام‌زدایی در مورد محکومیت ناحق است.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

Couy Griffin had been convicted of entering the U.S. Capitol grounds.

کویی گریفین به دلیل ورود به محوطه کنگره آمریکا محکوم شده بود.

منبع: PBS English News

His wife Maureen was also convicted, sure be sentenced next month.

همسرش موریون نیز محکوم شده است، مطمئناً ماه آینده مجازات خواهد شد.

منبع: BBC Listening January 2015 Collection

Bill Cosby becomes the first celebrity to be convicted in the Me Too era.

بیل کازبی اولین سلبریتی‌ای است که در دوران من‌هم محکوم می‌شود.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید