reliefs

[ایالات متحده]/rɪˈliːfs/
[بریتانیا]/rɪˈlifz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت آزادی از درد یا ناراحتی؛ کمک ارائه شده به افرادی که در distress هستند، مانند در مناطق فاجعه یا جنگ؛ مجسمه‌های اسکلتی که از پس‌زمینه‌ای بیرون می‌آیند؛ کاهش درد یا distress

عبارات و ترکیب‌ها

pain reliefs

کاهش درد

stress reliefs

کاهش استرس

natural reliefs

کاهش طبیعی

emotional reliefs

کاهش احساسی

temporary reliefs

کاهش موقت

effective reliefs

کاهش موثر

quick reliefs

کاهش سریع

herbal reliefs

کاهش گیاهی

homeopathic reliefs

کاهش همئوپاتیک

physical reliefs

کاهش فیزیکی

جملات نمونه

the government announced new tax reliefs for small businesses.

دولت خبر از ارائه معافیت‌های مالیاتی جدید برای کسب و کارهای کوچک داد.

many people seek reliefs from their daily stress.

بسیاری از مردم به دنبال رهایی از استرس روزانه خود هستند.

there are various financial reliefs available for low-income families.

وام‌های مالی مختلفی برای خانواده‌های کم‌درآمد در دسترس است.

she felt immense reliefs after finishing her exams.

او بعد از اتمام امتحاناتش احساس رهایی بزرگی کرد.

the charity provides reliefs to victims of natural disasters.

این سازمان خیریه به قربانیان بلایای طبیعی کمک می‌کند.

health reliefs can improve the quality of life for many.

بهبودهای بهداشتی می‌تواند کیفیت زندگی بسیاری را بهبود بخشد.

tax reliefs can encourage investment in renewable energy.

معافیت‌های مالیاتی می‌تواند سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر را تشویق کند.

there are several forms of financial reliefs for students.

فرم‌های مختلفی از وام‌های مالی برای دانشجویان وجود دارد.

government reliefs are crucial during economic downturns.

وام‌های دولتی در زمان رکود اقتصادی بسیار مهم هستند.

she found reliefs in meditation and yoga.

او رهایی را در مدیتیشن و یوگا یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید