attends church religiously
به طور مذهبی به کلیسا میرود
practices meditation religiously
به طور مذهبی مدیتیشن میکند
follows traditions religiously
به طور مذهبی سنتها را دنبال میکند
He washes the floor religiously every morning.
او هر روز صبح به طور مذهبی زمین را تمیز میکند.
She religiously attends church every Sunday.
او هر یکشنبه به طور مذهبی به کلیسا میرود.
He religiously follows his morning routine.
او هر روز صبح به طور مذهبی روتین صبحگاهی خود را دنبال میکند.
They religiously observe the dietary restrictions during Ramadan.
آنها در ماه رمضان محدودیتهای غذایی را به طور مذهبی رعایت میکنند.
She religiously practices yoga every morning.
او هر روز صبح به طور مذهبی یوگا تمرین میکند.
He religiously reads the newspaper with his morning coffee.
او هر روز صبح با قهوه صبحگاهی خود به طور مذهبی روزنامه میخواند.
They religiously celebrate their anniversary every year.
آنها هر سال به طور مذهبی سالگرد ازدواج خود را جشن میگیرند.
She religiously checks her emails first thing in the morning.
او هر روز صبح اول از همه به طور مذهبی ایمیلهای خود را بررسی میکند.
He religiously takes his medication at the same time every day.
او هر روز به طور مذهبی داروهايش را در همان زمان مصرف میکند.
They religiously recycle their waste to help the environment.
آنها به طور مذهبی زبالههای خود را بازیافت میکنند تا به محیط زیست کمک کنند.
She religiously practices gratitude by keeping a daily journal.
او با نگهداری یک دفترچه روزانه به طور مذهبی قدردانی را تمرین میکند.
This is a saga that North Korean media has been reporting on religiously.
این یک داستان است که رسانه های کره شمالی به طور مذهبی گزارش می دهند.
منبع: CNN Selects December 2016 CollectionJewish and Muslim people consider them religiously unclean.
مردم یهودی و مسلمان آنها را از نظر مذهبی ناپاک می دانند.
منبع: VOA Special June 2023 CollectionThe Old Ash kept journals, religiously.
آش پیرنوشته های خود را به طور مذهبی نگه داشت.
منبع: Lost Girl Season 2But some bros religiously believe in the value of training daily.
اما برخی از افراد مذهبی معتقدند که آموزش روزانه ارزشمند است.
منبع: Fitness Knowledge PopularizationEvery generation laughs at the old fashions, but follows religiously the new.
هر نسلی به مد های قدیمی می خندد، اما به طور مذهبی از نوآوری ها پیروی می کند.
منبع: Selected Works from Walden PondThat brings children from the mixed family, both racially and religiously together.
این باعث می شود کودکان از خانواده های مختلط، هم از نظر نژادی و هم مذهبی، گرد هم آیند.
منبع: VOA Standard English_AmericasI watched that show religiously until it was way too much drama.
من به طور مذهبی آن برنامه را تماشا کردم تا اینکه بیش از حد درام شد.
منبع: Crash Course: Business in the WorkplaceToday, many people under the age of 30 describe themselves as religiously unaffiliated.
امروز، بسیاری از افراد زیر 30 سال خود را به عنوان بی دین توصیف می کنند.
منبع: VOA Special September 2015 CollectionThose who wish to marry religiously may do so, if a church is willing.
کسانی که می خواهند به طور مذهبی ازدواج کنند، می توانند این کار را انجام دهند، اگر کلیسا مایل باشد.
منبع: The Economist (Summary)I religiously look at customer notes every morning, starting around 5 a.m. or so.
من هر روز صبح به طور مذهبی یادداشت های مشتریان را بررسی می کنم، حدود ساعت 5 صبح یا بیشتر.
منبع: GQ — 10 Essentials for Celebritiesattends church religiously
به طور مذهبی به کلیسا میرود
practices meditation religiously
به طور مذهبی مدیتیشن میکند
follows traditions religiously
به طور مذهبی سنتها را دنبال میکند
He washes the floor religiously every morning.
او هر روز صبح به طور مذهبی زمین را تمیز میکند.
She religiously attends church every Sunday.
او هر یکشنبه به طور مذهبی به کلیسا میرود.
He religiously follows his morning routine.
او هر روز صبح به طور مذهبی روتین صبحگاهی خود را دنبال میکند.
They religiously observe the dietary restrictions during Ramadan.
آنها در ماه رمضان محدودیتهای غذایی را به طور مذهبی رعایت میکنند.
She religiously practices yoga every morning.
او هر روز صبح به طور مذهبی یوگا تمرین میکند.
He religiously reads the newspaper with his morning coffee.
او هر روز صبح با قهوه صبحگاهی خود به طور مذهبی روزنامه میخواند.
They religiously celebrate their anniversary every year.
آنها هر سال به طور مذهبی سالگرد ازدواج خود را جشن میگیرند.
She religiously checks her emails first thing in the morning.
او هر روز صبح اول از همه به طور مذهبی ایمیلهای خود را بررسی میکند.
He religiously takes his medication at the same time every day.
او هر روز به طور مذهبی داروهايش را در همان زمان مصرف میکند.
They religiously recycle their waste to help the environment.
آنها به طور مذهبی زبالههای خود را بازیافت میکنند تا به محیط زیست کمک کنند.
She religiously practices gratitude by keeping a daily journal.
او با نگهداری یک دفترچه روزانه به طور مذهبی قدردانی را تمرین میکند.
This is a saga that North Korean media has been reporting on religiously.
این یک داستان است که رسانه های کره شمالی به طور مذهبی گزارش می دهند.
منبع: CNN Selects December 2016 CollectionJewish and Muslim people consider them religiously unclean.
مردم یهودی و مسلمان آنها را از نظر مذهبی ناپاک می دانند.
منبع: VOA Special June 2023 CollectionThe Old Ash kept journals, religiously.
آش پیرنوشته های خود را به طور مذهبی نگه داشت.
منبع: Lost Girl Season 2But some bros religiously believe in the value of training daily.
اما برخی از افراد مذهبی معتقدند که آموزش روزانه ارزشمند است.
منبع: Fitness Knowledge PopularizationEvery generation laughs at the old fashions, but follows religiously the new.
هر نسلی به مد های قدیمی می خندد، اما به طور مذهبی از نوآوری ها پیروی می کند.
منبع: Selected Works from Walden PondThat brings children from the mixed family, both racially and religiously together.
این باعث می شود کودکان از خانواده های مختلط، هم از نظر نژادی و هم مذهبی، گرد هم آیند.
منبع: VOA Standard English_AmericasI watched that show religiously until it was way too much drama.
من به طور مذهبی آن برنامه را تماشا کردم تا اینکه بیش از حد درام شد.
منبع: Crash Course: Business in the WorkplaceToday, many people under the age of 30 describe themselves as religiously unaffiliated.
امروز، بسیاری از افراد زیر 30 سال خود را به عنوان بی دین توصیف می کنند.
منبع: VOA Special September 2015 CollectionThose who wish to marry religiously may do so, if a church is willing.
کسانی که می خواهند به طور مذهبی ازدواج کنند، می توانند این کار را انجام دهند، اگر کلیسا مایل باشد.
منبع: The Economist (Summary)I religiously look at customer notes every morning, starting around 5 a.m. or so.
من هر روز صبح به طور مذهبی یادداشت های مشتریان را بررسی می کنم، حدود ساعت 5 صبح یا بیشتر.
منبع: GQ — 10 Essentials for Celebritiesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید