remit

[ایالات متحده]/ˈriːmɪt/
[بریتانیا]/ˈriːmɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ببخشید; معاف کنید; کاهش دهید; منتقل کنید
vi. انتقال پول; تسهیل کنید
n. چیزی که منتقل می‌شود.
Word Forms
زمان گذشتهremitted
قسمت سوم فعلremitted
صفت یا فعل حال استمراریremitting
جمعremits
شکل سوم شخص مفردremits

عبارات و ترکیب‌ها

remittance

ارسال وجه

remit money

ارسال پول

جملات نمونه

remit money in the post

ارسال پول از طریق پست

remit goods by railway

کالاها را با قطار ارسال کنید.

I hope you will remit me the desks in time.

امیدوارم میزها را به موقع برای من ارسال کنید.

phobias may remit spontaneously without any treatment.

ترس ها ممکن است به طور خود به خودی و بدون هیچ درمانی از بین بروند.

the movers refused Mr Tierney's request to remit the motion.

ناقصین درخواست آقای تینی برای ارائه پیشنهاد را رد کردند.

The client uses cash remit money, not obligate has address and connection telephone call, because remit hind is other reason by reexchange, how should handle?

مشتری از طریق حواله نقدی پول ارسال می‌کند، نه اینکه اجباری آدرس و تماس تلفنی داشته باشد، زیرا دلیل ارسال مجدد در حواله متفاوت است، چگونه باید رسیدگی کرد؟

the abouchement and remit rance of exchange, which tally with the national relevant stipulations, should be handled timely;

آبستنی و رانت ارزی، که با مقررات ملی مرتبط مطابقت دارد، باید به موقع رسیدگی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید