renews

[ایالات متحده]/rɪˈnjuːz/
[بریتانیا]/rɪˈnuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای بازگرداندن، به‌روزرسانی کردن، به زندگی و انرژی جدید بخشیدن؛ برای راه‌اندازی مجدد؛ برای ادامه دادن؛ برای تجدید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

life renews

زندگی تجدید می شود

energy renews

انرژی تجدید می شود

hope renews

امید تجدید می شود

spirit renews

روح تجدید می شود

faith renews

ایمان تجدید می شود

strength renews

قدرت تجدید می شود

trust renews

اعتماد تجدید می شود

passion renews

اشتیاق تجدید می شود

commitment renews

تعهد تجدید می شود

love renews

عشق تجدید می شود

جملات نمونه

she renews her commitment to the project every year.

او هر سال متعهدانه تعهد خود به پروژه را تمدید می‌کند.

the company renews its contract with the supplier annually.

شرکت به طور سالانه قرارداد خود را با تأمین‌کننده تمدید می‌کند.

he renews his passport before traveling abroad.

او قبل از سفر به خارج از کشور گذرنامه خود را تمدید می‌کند.

the subscription renews automatically unless canceled.

اشتراک به طور خودکار تمدید می‌شود مگر اینکه لغو شود.

she renews her gym membership every six months.

او هر شش ماه یکبار عضویت باشگاه ورزشی خود را تمدید می‌کند.

the library renews its collection regularly.

کتابخانه به طور منظم مجموعه خود را تمدید می‌کند.

he renews his focus on health and wellness.

او تمرکز خود را بر سلامتی و تندرستی دوباره متمرکز می‌کند.

the city renews its commitment to sustainability.

شهر متعهدانه تعهد خود را به پایداری تمدید می‌کند.

she renews her vows every anniversary.

او در هر سالگرد سوگند خود را تکرار می‌کند.

the software renews its license automatically.

نرم‌افزار به طور خودکار مجوز خود را تمدید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید