replanting

[ایالات متحده]/ˌri:'plɑ:nt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل دوباره کاشتن گیاهان.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریreplanting

جملات نمونه

The farmers are replanting the crops after the harvest.

کشاورزان پس از برداشت محصول در حال کاشت مجدد محصولات هستند.

Replanting trees is essential for maintaining a healthy forest ecosystem.

کاشت مجدد درختان برای حفظ یک اکوسیستم جنگلی سالم ضروری است.

The gardeners are replanting the flowers to create a more colorful display.

باغبانان در حال کاشت مجدد گل‌ها برای ایجاد یک نمایش رنگارنگ‌تر هستند.

Replanting efforts are underway to restore the damaged natural habitats.

تلاش‌های کاشت مجدد برای بازگرداندن زیستگاه‌های طبیعی آسیب‌دیده در حال انجام است.

The community is organizing a replanting event to beautify the neighborhood.

جامعه یک رویداد کاشت مجدد برای زیباسازی محله در حال سازماندهی است.

Replanting native species can help preserve biodiversity in the area.

کاشت مجدد گونه‌های بومی می‌تواند به حفظ تنوع زیستی در این منطقه کمک کند.

The government is providing incentives for replanting forests to combat deforestation.

دولت مشوق‌هایی را برای کاشت مجدد جنگل‌ها به منظور مقابله با جنگل‌زدایی ارائه می‌دهد.

Replanting efforts are part of the conservation strategy to protect endangered plant species.

تلاش‌های کاشت مجدد بخشی از استراتژی حفاظت برای محافظت از گونه‌های گیاهی در معرض خطر است.

Volunteers are participating in a replanting project to restore the local ecosystem.

داوطلبان در یک پروژه کاشت مجدد برای بازگرداندن اکوسیستم محلی شرکت می‌کنند.

Replanting damaged coral reefs is crucial for marine ecosystem restoration.

کاشت مجدد صخره‌های مرجانی آسیب‌دیده برای بازگرداندن اکوسیستم دریایی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید