replay

[ایالات متحده]/ri:ˈpleɪ/
[بریتانیا]/'riple/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نمایش یا اجرا که تکرار شده است
vt. دوباره نشان دادن یا اجرا کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلreplayed
جمعreplays
زمان گذشتهreplayed
صفت یا فعل حال استمراریreplaying
شکل سوم شخص مفردreplays

عبارات و ترکیب‌ها

replay button

دکمه پخش مجدد

replay the video

ویدیو را دوباره پخش کنید

جملات نمونه

a replay of the Suarez case.

تکرار پرونده سوارز

replay a tennis match; replay a tape; replay history.

تکرار یک مسابقه تنیس؛ تکرار یک نوار؛ تکرار تاریخ

The replay shows that it was a handball.

تکرار پخش نشان می‌دهد که توپ به دست بوده است.

audiotaped the interview for replay on radio.

مصاحبه رو ضبط کردم تا از راديو پخش بشه

he could stop the tape and replay it whenever he wished.

او می‌توانست نوار را متوقف کرده و هر زمان که خواست آن را تکرار کند.

He rewound the tape and replayed a few bits and pieces.

او نوار را به عقب برد و چند لحظه از آن را تکرار کرد.

she replayed in her mind every detail of the night before.

او تمام جزئیات شب قبل را در ذهنش تکرار کرد.

He has watched a video replay of his fall on numerous occasions.

او بارها یک تکرار ویدیویی از سقوط خود دیده است.

نمونه‌های واقعی

Okay, I'm gonna go while you two replay that in your minds.

باشه، من میرم در حالی که شما دو نفر آن را در ذهن خودتان دوباره پخش می‌کنید.

منبع: Modern Family - Season 05

He says viewers could compare the replays to the computer reconstruction and learn a little science.

او می‌گوید بینندگان می‌توانند پخش مجددها را با بازسازی کامپیوتر مقایسه کنند و کمی علم یاد بگیرند.

منبع: Han Gang B2A "Translation Point": Quick Start Guide for Listening Notes

Pause, replay any part of the movie.

مکث کنید، هر قسمتی از فیلم را دوباره پخش کنید.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

And then replay those audios again and again, listen repeat, listen repeat.

و سپس آن فایل‌های صوتی را بارها و بارها دوباره پخش کنید، گوش دهید و تکرار کنید، گوش دهید و تکرار کنید.

منبع: Your English coach Stefanie

Coaches in American football can challenge calls with video replay.

مربیان فوتبال آمریکایی می‌توانند با استفاده از پخش مجدد ویدئویی، تصمیمات را به چالش بکشند.

منبع: The Economist - International

CNN replayed it every 7.5 minutes.

سی‌ان‌ان آن را هر 7.5 دقیقه دوباره پخش کرد.

منبع: The Guardian (Article Version)

You keep replaying the bad memories in your head.

شما دائماً خاطرات بد را در ذهنتان دوباره پخش می‌کنید.

منبع: Psychology Mini Class

And then we reinforce it through replaying through imagination.

و سپس ما آن را از طریق پخش مجدد از طریق تصور تقویت می‌کنیم.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

" Wild! " he said, twiddling the replay knob on the side.

« وحشی! » او گفت و در حالی که دستگیره پخش را در کنار تنظیم می‌کرد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

No replays, no going back to check or to try again.

پخش مجدد وجود ندارد، نمی‌توانید برگردید تا بررسی کنید یا دوباره تلاش کنید.

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید