rescuing

[ایالات متحده]/ˈrɛskjuːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɛskjuɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نجات دادن کسی از خطر؛ نجات دادن کسی از ضرر یا آسیب

عبارات و ترکیب‌ها

rescuing animals

نجات حیوانات

rescuing lives

نجات جان‌ها

rescuing children

نجات کودکان

rescuing pets

نجات حیوانات خانگی

rescuing victims

نجات قربانیان

rescuing hostages

نجات گروگان‌ها

rescuing people

نجات مردم

rescuing nature

نجات طبیعت

rescuing dreams

نجات رویاها

rescuing friends

نجات دوستان

جملات نمونه

they are rescuing animals from the shelter.

آنها در حال نجات حیوانات از پناهگاه هستند.

the firefighters are rescuing people from the burning building.

消防员正在从燃烧的建筑物中营救人员。

she spent her weekend rescuing stray dogs.

او آخر هفته خود را صرف نجات سگ‌های ولگرد کرد.

the team is focused on rescuing trapped miners.

تیم بر روی نجات معدنگران گرفتار متمرکز است.

rescuing the injured bird was their priority.

نجات پرنده زخمی اولویت آنها بود.

he dedicated his life to rescuing children in need.

او زندگی خود را وقف نجات کودکان نیازمند کرد.

rescuing the lost hikers took several hours.

نجات کوهنوردان گم شده چندین ساعت طول کشید.

the organization is committed to rescuing wildlife.

این سازمان متعهد به نجات حیات وحش است.

they are rescuing the environment through conservation efforts.

آنها از طریق تلاش‌های حفاظتی در حال نجات محیط زیست هستند.

rescuing those in distress is a noble act.

نجات کسانی که در سختی هستند، یک عمل نجیب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید