reservedly

[ایالات متحده]/rɪˈzɜːvɪdli/
[بریتانیا]/rɪˈzɜrvɪdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز احتیاط‌آمیز; با احتیاط; با ادب; با فاصله

عبارات و ترکیب‌ها

reservedly optimistic

خوش‌بینانه و محتاط

reservedly supportive

حمایت‌کننده و محتاط

reservedly critical

منتقدانه و محتاط

reservedly enthusiastic

اشتیاق‌مندانه و محتاط

reservedly accepting

پذیرایشی و محتاط

reservedly positive

مثبت و محتاط

reservedly hopeful

امیدوارانه و محتاط

reservedly engaged

درگیر و محتاط

reservedly friendly

دوستانه و محتاط

reservedly cautious

محتاطانه و محتاط

جملات نمونه

she spoke about her plans reservedly.

او درباره برنامه‌هایش با احتیاط صحبت کرد.

he reservedly accepted the invitation to the party.

او با اکراه از دعوت به مهمانی پذیرایی کرد.

they reservedly expressed their concerns during the meeting.

آنها نگرانی‌های خود را در طول جلسه با احتیاط بیان کردند.

she reservedly shared her opinions on the matter.

او با احتیاط نظرات خود را در مورد موضوع به اشتراک گذاشت.

the committee reservedly approved the proposal.

کمیته با اکراه پیشنهاد را تصویب کرد.

he reservedly complimented her work.

او با اکراه از کار او تعریف کرد.

they reservedly discussed their future plans.

آنها برنامه‌های آینده خود را با احتیاط مورد بحث قرار دادند.

she reservedly agreed to help with the project.

او با اکراه برای کمک به پروژه موافقت کرد.

he reservedly acknowledged the mistake.

او با اکراه اشتباه را پذیرفت.

she reservedly offered her assistance.

او با احتیاط کمک خود را پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید