reservedly optimistic
خوشبینانه و محتاط
reservedly supportive
حمایتکننده و محتاط
reservedly critical
منتقدانه و محتاط
reservedly enthusiastic
اشتیاقمندانه و محتاط
reservedly accepting
پذیرایشی و محتاط
reservedly positive
مثبت و محتاط
reservedly hopeful
امیدوارانه و محتاط
reservedly engaged
درگیر و محتاط
reservedly friendly
دوستانه و محتاط
reservedly cautious
محتاطانه و محتاط
she spoke about her plans reservedly.
او درباره برنامههایش با احتیاط صحبت کرد.
he reservedly accepted the invitation to the party.
او با اکراه از دعوت به مهمانی پذیرایی کرد.
they reservedly expressed their concerns during the meeting.
آنها نگرانیهای خود را در طول جلسه با احتیاط بیان کردند.
she reservedly shared her opinions on the matter.
او با احتیاط نظرات خود را در مورد موضوع به اشتراک گذاشت.
the committee reservedly approved the proposal.
کمیته با اکراه پیشنهاد را تصویب کرد.
he reservedly complimented her work.
او با اکراه از کار او تعریف کرد.
they reservedly discussed their future plans.
آنها برنامههای آینده خود را با احتیاط مورد بحث قرار دادند.
she reservedly agreed to help with the project.
او با اکراه برای کمک به پروژه موافقت کرد.
he reservedly acknowledged the mistake.
او با اکراه اشتباه را پذیرفت.
she reservedly offered her assistance.
او با احتیاط کمک خود را پیشنهاد کرد.
reservedly optimistic
خوشبینانه و محتاط
reservedly supportive
حمایتکننده و محتاط
reservedly critical
منتقدانه و محتاط
reservedly enthusiastic
اشتیاقمندانه و محتاط
reservedly accepting
پذیرایشی و محتاط
reservedly positive
مثبت و محتاط
reservedly hopeful
امیدوارانه و محتاط
reservedly engaged
درگیر و محتاط
reservedly friendly
دوستانه و محتاط
reservedly cautious
محتاطانه و محتاط
she spoke about her plans reservedly.
او درباره برنامههایش با احتیاط صحبت کرد.
he reservedly accepted the invitation to the party.
او با اکراه از دعوت به مهمانی پذیرایی کرد.
they reservedly expressed their concerns during the meeting.
آنها نگرانیهای خود را در طول جلسه با احتیاط بیان کردند.
she reservedly shared her opinions on the matter.
او با احتیاط نظرات خود را در مورد موضوع به اشتراک گذاشت.
the committee reservedly approved the proposal.
کمیته با اکراه پیشنهاد را تصویب کرد.
he reservedly complimented her work.
او با اکراه از کار او تعریف کرد.
they reservedly discussed their future plans.
آنها برنامههای آینده خود را با احتیاط مورد بحث قرار دادند.
she reservedly agreed to help with the project.
او با اکراه برای کمک به پروژه موافقت کرد.
he reservedly acknowledged the mistake.
او با اکراه اشتباه را پذیرفت.
she reservedly offered her assistance.
او با احتیاط کمک خود را پیشنهاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید