| جمع | reservess |
reserves water
ذخایر آب
reserve funds
صندوق ذخیره
natural reserves
حفظتگاههای طبیعی
reserves power
ذخایر قدرت
reserve seat
صندلی رزرو
reserves policy
سیاست ذخیره
reserves area
منطقه ذخیره
reserves stock
ذخیره سهام
the company maintains large reserves of oil in the middle east.
شرکت ذخایر قابل توجهی از نفت را در خاورمیانه حفظ میکند.
we need to build up our financial reserves for unexpected expenses.
ما نیاز داریم ذخایر مالی خود را برای هزینههای پیشبینی نشده افزایش دهیم.
the team has several players in reserve to cover injuries.
تیم چندین بازیکن در ذخیره دارد تا پوشش مصدومیتها را فراهم کند.
the forest reserves are protected areas for wildlife conservation.
حفظتهای جنگلی مناطق حفاظتشده برای حفاظت از حیات وحش هستند.
she kept a reserve of kindness despite the difficult situation.
او حتی با وجود شرایط دشوار، ذخیرهای از مهربانی را حفظ کرد.
the central bank holds foreign currency reserves to stabilize the economy.
بانک مرکزی ذخایر ارز خارجی را برای تثبیت اقتصاد حفظ میکند.
he showed a reserve in expressing his feelings openly.
او در ابراز احساسات خود به طور آشکارا احتیاط نشان داد.
the park has a natural reserve for endangered species.
پارک یک منطقه حفاظتشده طبیعی برای گونههای در معرض خطر دارد.
the water reserves in the lake are dwindling due to drought.
ذخایر آب در دریاچه به دلیل خشکسالی در حال کاهش است.
they have a reserve supply of food in case of emergency.
آنها در صورت بروز اضطرار، یک ذخیره غذایی دارند.
the country's gold reserves are among the largest in the world.
ذخایر طلای کشور یکی از بزرگترینها در جهان است.
reserves water
ذخایر آب
reserve funds
صندوق ذخیره
natural reserves
حفظتگاههای طبیعی
reserves power
ذخایر قدرت
reserve seat
صندلی رزرو
reserves policy
سیاست ذخیره
reserves area
منطقه ذخیره
reserves stock
ذخیره سهام
the company maintains large reserves of oil in the middle east.
شرکت ذخایر قابل توجهی از نفت را در خاورمیانه حفظ میکند.
we need to build up our financial reserves for unexpected expenses.
ما نیاز داریم ذخایر مالی خود را برای هزینههای پیشبینی نشده افزایش دهیم.
the team has several players in reserve to cover injuries.
تیم چندین بازیکن در ذخیره دارد تا پوشش مصدومیتها را فراهم کند.
the forest reserves are protected areas for wildlife conservation.
حفظتهای جنگلی مناطق حفاظتشده برای حفاظت از حیات وحش هستند.
she kept a reserve of kindness despite the difficult situation.
او حتی با وجود شرایط دشوار، ذخیرهای از مهربانی را حفظ کرد.
the central bank holds foreign currency reserves to stabilize the economy.
بانک مرکزی ذخایر ارز خارجی را برای تثبیت اقتصاد حفظ میکند.
he showed a reserve in expressing his feelings openly.
او در ابراز احساسات خود به طور آشکارا احتیاط نشان داد.
the park has a natural reserve for endangered species.
پارک یک منطقه حفاظتشده طبیعی برای گونههای در معرض خطر دارد.
the water reserves in the lake are dwindling due to drought.
ذخایر آب در دریاچه به دلیل خشکسالی در حال کاهش است.
they have a reserve supply of food in case of emergency.
آنها در صورت بروز اضطرار، یک ذخیره غذایی دارند.
the country's gold reserves are among the largest in the world.
ذخایر طلای کشور یکی از بزرگترینها در جهان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید