residues

[ایالات متحده]/ˈrɛzɪdjuːz/
[بریتانیا]/ˈrɛzɪˌduz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بقایای یا قطعات باقی‌مانده پس از یک فرآیند؛ دارایی‌ها یا املاک باقی‌مانده؛ مواد باقی‌مانده پس از فیلتر کردن یا پردازش

عبارات و ترکیب‌ها

chemical residues

باقیمانده‌های شیمیایی

food residues

باقیمانده‌های غذایی

toxic residues

باقیمانده‌های سمی

pesticide residues

باقیمانده‌های آفت‌کش

oil residues

باقیمانده‌های نفتی

residue analysis

تجزیه باقیمانده

residue removal

حذف باقیمانده

residue management

مدیریت باقیمانده

radioactive residues

باقیمانده‌های رادیواکتیو

organic residues

باقیمانده‌های آلی

جملات نمونه

the residues left after the experiment were analyzed.

باقمانده‌های باقی‌مانده پس از آزمایش تجزیه و تحلیل شدند.

we need to remove the food residues from the plates.

ما باید بقایای غذا را از بشقاب‌ها پاک کنیم.

some chemical residues can be harmful to the environment.

برخی از بقایای شیمیایی می‌توانند برای محیط زیست مضر باشند.

he found residues of paint on the old furniture.

او بقایای رنگ را روی مبلمان قدیمی پیدا کرد.

the cooking process left a lot of residues in the pan.

فرآیند پخت و پز مقدار زیادی بقایا را در تابه باقی گذاشت.

residues from the cleaning products can irritate the skin.

بقايا از محصولات پاک کننده می تواند باعث تحریک پوست شود.

they tested the soil for pesticide residues.

آنها خاک را برای بقایای سموم دفع آفات آزمایش کردند.

residues of the previous tenant's belongings were still in the apartment.

بقايا از متعلقات مستاجر قبلی هنوز در آپارتمان بود.

after the meal, there were no residues left on the table.

بعد از غذا، هیچ بقایایی روی میز باقی نماند.

it is important to clean up any chemical residues safely.

مهم است که به طور ایمن هرگونه بقایای شیمیایی را پاک کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید