resiliently adapt
به طور انعطاف پذیر سازگار شوید
resiliently recover
به طور انعطاف پذیر بهبودی یابید
resiliently thrive
به طور انعطاف پذیر شکوفا شوید
resiliently bounce
به طور انعطاف پذیر بازگشت کنید
resiliently grow
به طور انعطاف پذیر رشد کنید
resiliently respond
به طور انعطاف پذیر پاسخ دهید
resiliently face
به طور انعطاف پذیر مواجه شوید
resiliently overcome
به طور انعطاف پذیر برتر شوید
resiliently endure
به طور انعطاف پذیر تحمل کنید
resiliently stand
به طور انعطاف پذیر ایستادگی کنید
she faced the challenges of life resiliently.
او با انعطاف و مقاومت با چالشهای زندگی روبرو شد.
the community rebuilt their homes resiliently after the disaster.
جامعه پس از فاجعه خانههای خود را با انعطاف و مقاومت بازسازی کرد.
he bounced back from setbacks resiliently.
او با انعطاف و مقاومت از پس مشکلات و موانع برآمد.
they adapted to the new environment resiliently.
آنها با انعطاف و مقاومت خود را با محیط جدید وفق دادند.
she approached her studies resiliently, despite the difficulties.
او با وجود مشکلات، با انعطاف و مقاومت به تحصیل خود پرداخت.
the team worked resiliently to meet the deadline.
تیم با انعطاف و مقاومت برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.
he dealt with criticism resiliently and kept improving.
او با انعطاف و مقاومت با انتقادات برخورد کرد و به بهبود خود ادامه داد.
they responded to the crisis resiliently, finding solutions quickly.
آنها با انعطاف و مقاومت به بحران پاسخ دادند و به سرعت راهحلهایی پیدا کردند.
she handled the pressure of the job resiliently.
او با انعطاف و مقاومت از پس فشار ناشی از شغل خود برآمد.
the students studied resiliently during the exam period.
دانشجویان در طول دوره امتحان با انعطاف و مقاومت مطالعه کردند.
resiliently adapt
به طور انعطاف پذیر سازگار شوید
resiliently recover
به طور انعطاف پذیر بهبودی یابید
resiliently thrive
به طور انعطاف پذیر شکوفا شوید
resiliently bounce
به طور انعطاف پذیر بازگشت کنید
resiliently grow
به طور انعطاف پذیر رشد کنید
resiliently respond
به طور انعطاف پذیر پاسخ دهید
resiliently face
به طور انعطاف پذیر مواجه شوید
resiliently overcome
به طور انعطاف پذیر برتر شوید
resiliently endure
به طور انعطاف پذیر تحمل کنید
resiliently stand
به طور انعطاف پذیر ایستادگی کنید
she faced the challenges of life resiliently.
او با انعطاف و مقاومت با چالشهای زندگی روبرو شد.
the community rebuilt their homes resiliently after the disaster.
جامعه پس از فاجعه خانههای خود را با انعطاف و مقاومت بازسازی کرد.
he bounced back from setbacks resiliently.
او با انعطاف و مقاومت از پس مشکلات و موانع برآمد.
they adapted to the new environment resiliently.
آنها با انعطاف و مقاومت خود را با محیط جدید وفق دادند.
she approached her studies resiliently, despite the difficulties.
او با وجود مشکلات، با انعطاف و مقاومت به تحصیل خود پرداخت.
the team worked resiliently to meet the deadline.
تیم با انعطاف و مقاومت برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.
he dealt with criticism resiliently and kept improving.
او با انعطاف و مقاومت با انتقادات برخورد کرد و به بهبود خود ادامه داد.
they responded to the crisis resiliently, finding solutions quickly.
آنها با انعطاف و مقاومت به بحران پاسخ دادند و به سرعت راهحلهایی پیدا کردند.
she handled the pressure of the job resiliently.
او با انعطاف و مقاومت از پس فشار ناشی از شغل خود برآمد.
the students studied resiliently during the exam period.
دانشجویان در طول دوره امتحان با انعطاف و مقاومت مطالعه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید