fragilely

[ایالات متحده]/[ˈfrædʒaɪli]/
[بریتانیا]/[ˈfrædʒaɪli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای نازک یا حساس؛ به‌طور ظریف؛ به‌طوری که به‌راحتی شکسته یا آسیب‌دیده می‌شود؛ به‌طوری که به‌راحتی تحت تأثیر عوامل خارجی قرار می‌گیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

fragilely balanced

در حال تعادل ناپایدار

fragilely held

به طور ناپایدار نگه داشته شده

fragilely glowing

در حال نورانی شدن ناپایدار

fragilely presented

به طور ناپایدار ارائه شده

fragilely constructed

به طور ناپایدار ساخته شده

fragilely existing

به طور ناپایدار وجود دارد

fragilely displayed

به طور ناپایدار نمایش داده شده

fragilely protected

به طور ناپایدار محافظت شده

fragilely arranged

به طور ناپایدار تنظیم شده

fragilely lit

به طور ناپایدار روشن شده

جملات نمونه

the antique vase sat fragilely on the shelf, a testament to its age.

جعبه نایف سفال قدیمی به طور ناپایداری روی رف قرار داشت، شهادتی از سن خود بود.

she held the newborn fragilely, cradling it gently in her arms.

او نوزاد را به طور ناپایداری در دست گرفته، با دستانش به آرامی آن را نگه می داشت.

the peace treaty was negotiated fragilely, with many potential points of failure.

معاهده صلح به طور ناپایداری مذاکره شد، با بسیاری از نقاط احتمالی شکست.

he spoke fragilely about his past, hesitant to reveal too much.

او به طور ناپایداری درباره گذشته خود صحبت کرد، با ملاحظه اینکه بیش از حد آشکار نکند.

the ecosystem is balanced fragilely, susceptible to even minor changes.

ایکوسیستم به طور ناپایداری متعادل است، مستعد تغییرات کوچک هم هست.

the company’s financial position hung fragilely, dependent on securing new funding.

وضعیت مالی شرکت به طور ناپایداری تعیین می شد، وابسته به اطمینان حساب جدید است.

the ice skater moved fragilely across the frozen surface, a picture of grace.

تکیه یخی به طور ناپایداری روی سطح یخی حرکت کرد، تصویری از زیبایی.

the relationship between the two countries existed fragilely, requiring constant care.

روابط بین دو کشور به طور ناپایداری وجود دارد، نیاز به مراقبت مداوم دارد.

the old bridge stood fragilely over the river, a potential hazard.

پل قدیمی به طور ناپایداری روی رودخانه ایستاد، یک خطر احتمالی است.

the evidence presented was fragilely supportive of the defendant’s innocence.

دلایل ارائه شده به طور ناپایداری حمایت از بی گناهی دادگاه را نشان می دهد.

the economy recovered fragilely after the recession, showing signs of instability.

اقتصاد پس از رکود به طور ناپایداری بازگشت، نشانه های ناپایداری را نشان می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید