resolvable

[ایالات متحده]/rɪ'zɒlvəbl/
[بریتانیا]/rɪ'zɑlvəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل حل

عبارات و ترکیب‌ها

easily resolvable

به راحتی قابل حل

resolvable issue

مشکل قابل حل

جملات نمونه

Most conflicts are resolvable through communication.

اکثر درگیری‌ها از طریق برقراری ارتباط قابل حل هستند.

The issue is easily resolvable with the right tools.

این مشکل به راحتی با ابزارهای مناسب قابل حل است.

Resolvable problems should be addressed promptly.

مشکلات قابل حل باید به سرعت رسیدگی شود.

The resolvable differences between them were quickly resolved.

تفاوت‌های قابل حل بین آنها به سرعت حل شد.

She found a resolvable workaround for the software issue.

او یک راه حل موقت قابل حل برای مشکل نرم افزاری پیدا کرد.

Resolvable disputes can be settled through negotiation.

اختلافات قابل حل را می‌توان از طریق مذاکره حل کرد.

The team is focused on finding resolvable solutions to the challenges.

تیم بر یافتن راه حل های قابل حل برای چالش ها متمرکز است.

Resolvable conflicts should not be allowed to escalate.

نباید اجازه داد که درگیری‌های قابل حل تشدید شوند.

The resolvable issues were quickly sorted out by the team.

مشکلات قابل حل به سرعت توسط تیم حل شد.

She believes that all problems are resolvable with the right approach.

او معتقد است که همه مشکلات با رویکرد مناسب قابل حل هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید