resonances

[ایالات متحده]/ˈrɛzənənsɪz/
[بریتانیا]/ˈrɛzənənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت طنین‌انداز بودن؛ بلندی صدا؛ قدرت برانگیختن تداعی‌ها؛ طنین عاطفی؛ حالت‌های طنین‌انداز

عبارات و ترکیب‌ها

deep resonances

تشدیدهای عمیق

emotional resonances

تشدیدهای احساسی

cultural resonances

تشدیدهای فرهنگی

spiritual resonances

تشدیدهای معنوی

sonic resonances

تشدیدهای صوتی

vibrational resonances

تشدیدهای ارتعاشی

harmonic resonances

تشدیدهای هارمونیک

resonances theory

تئوری تشدید

resonances effect

اثر تشدید

resonances patterns

الگوهای تشدید

جملات نمونه

the music had deep emotional resonances.

موسیقی پژواک‌های عمیق احساسی داشت.

her words carried resonances of hope and despair.

کلمات او پژواک‌هایی از امید و ناامیدی را به همراه داشتند.

different cultures can create unique resonances in art.

فرهنگ‌های مختلف می‌توانند پژواک‌های منحصربه‌فردی در هنر ایجاد کنند.

there are resonances between the two theories.

بین دو نظریه پژواک‌هایی وجود دارد.

the resonances of the past can influence our present.

پژواک‌های گذشته می‌توانند بر زمان حال ما تأثیر بگذارند.

she felt the resonances of the crowd's excitement.

او پژواک‌های هیجان جمعیت را احساس کرد.

his speech had resonances that inspired many.

سخنرانی او پژواک‌هایی داشت که الهام بخش بسیاری بود.

the resonances in nature can be quite powerful.

پژواک‌های طبیعت می‌تواند بسیار قدرتمند باشد.

resonances in relationships often lead to deeper connections.

پژواک‌ها در روابط اغلب منجر به ارتباطات عمیق‌تر می‌شود.

the scientist studied the resonances of different materials.

دانشمند پژواک‌های مواد مختلف را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید