respeak later
بعدا تکرار کن
can you respeak?
می توانی تکرار کنی؟
respeak the message
پیام را تکرار کن
respeak clearly
به وضوح تکرار کن
respeak it now
اکنون تکرار کن
respeaking is difficult
تکرار کردن دشوار است
respeak once more
یکبار دیگر تکرار کن
i'll respeak
من تکرار می کنم
respeak quickly
سريع تکرار کن
respeak instructions
دستورالعمل های تکرار
could you please respeak that? i didn't quite catch it.
لطفاً آن را دوباره بگویید، من آن را نفهمیدم.
i need to respeak my order to ensure accuracy.
برای اطمینان از دقت، باید سفارش من را دوباره بگویم.
the speaker asked us to respeak the phrase slowly.
سخنگو از ما خواستیم که عبارت را به آرامی دوباره بگوییم.
respeak the password exactly as it appears on the screen.
رمز عبور را دقیقاً بهطوری که روی صفحه نمایش نمایش داده شده است، دوباره بگویید.
he had to respeak his name due to the noisy environment.
به دلیل محیط سر و صدا، او مجبور شد نام خود را دوباره بگوید.
please respeak the instructions; i missed a step.
لطفاً دستورالعملها را دوباره بگویید؛ یک مرحله را از دست دادم.
the automated system prompted me to respeak my address.
سیستم خودکار من را تشویق کرد تا آدرس خود را دوباره بگویم.
i'll respeak the question to make sure everyone heard it.
من سوال را دوباره بگویم تا اطمینان حاصل شود که همه آن را شنیدهاند.
the phone line was bad, so i had to respeak several times.
خط تلفن بد بود، بنابراین من مجبور شدم چند بار دوباره بگویم.
respeak the code; there might have been an error.
کد را دوباره بگویید؛ ممکن است خطا وجود داشته باشد.
she politely asked him to respeak his introduction.
او با لطف از او خواست که معرفی خود را دوباره بگوید.
respeak later
بعدا تکرار کن
can you respeak?
می توانی تکرار کنی؟
respeak the message
پیام را تکرار کن
respeak clearly
به وضوح تکرار کن
respeak it now
اکنون تکرار کن
respeaking is difficult
تکرار کردن دشوار است
respeak once more
یکبار دیگر تکرار کن
i'll respeak
من تکرار می کنم
respeak quickly
سريع تکرار کن
respeak instructions
دستورالعمل های تکرار
could you please respeak that? i didn't quite catch it.
لطفاً آن را دوباره بگویید، من آن را نفهمیدم.
i need to respeak my order to ensure accuracy.
برای اطمینان از دقت، باید سفارش من را دوباره بگویم.
the speaker asked us to respeak the phrase slowly.
سخنگو از ما خواستیم که عبارت را به آرامی دوباره بگوییم.
respeak the password exactly as it appears on the screen.
رمز عبور را دقیقاً بهطوری که روی صفحه نمایش نمایش داده شده است، دوباره بگویید.
he had to respeak his name due to the noisy environment.
به دلیل محیط سر و صدا، او مجبور شد نام خود را دوباره بگوید.
please respeak the instructions; i missed a step.
لطفاً دستورالعملها را دوباره بگویید؛ یک مرحله را از دست دادم.
the automated system prompted me to respeak my address.
سیستم خودکار من را تشویق کرد تا آدرس خود را دوباره بگویم.
i'll respeak the question to make sure everyone heard it.
من سوال را دوباره بگویم تا اطمینان حاصل شود که همه آن را شنیدهاند.
the phone line was bad, so i had to respeak several times.
خط تلفن بد بود، بنابراین من مجبور شدم چند بار دوباره بگویم.
respeak the code; there might have been an error.
کد را دوباره بگویید؛ ممکن است خطا وجود داشته باشد.
she politely asked him to respeak his introduction.
او با لطف از او خواست که معرفی خود را دوباره بگوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید