respirate

[ایالات متحده]/ˈrɛspəreɪt/
[بریتانیا]/ˈrɛspəreɪt/

ترجمه

vt. بر روی انجام تنفس مصنوعی

عبارات و ترکیب‌ها

respirate effectively

به طور موثر تنفس کنید

respirate deeply

به طور عمیق تنفس کنید

respirate normally

به طور معمول تنفس کنید

respirate properly

به طور مناسب تنفس کنید

respirate slowly

به آرامی تنفس کنید

respirate freely

به راحتی تنفس کنید

respirate rapidly

به سرعت تنفس کنید

respirate rhythmically

به صورت ریتمیک تنفس کنید

respirate consciously

با آگاهی تنفس کنید

respirate quietly

به طور آرام تنفس کنید

جملات نمونه

the fish need to respirate in the water.

ماهی‌ها برای تنفس در آب نیاز دارند.

plants respirate to exchange gases.

گیاهان برای تبادل گازها تنفس می‌کنند.

humans respirate oxygen to survive.

انسان‌ها برای زنده ماندن اکسیژن تنفس می‌کنند.

during exercise, we respirate more rapidly.

هنگام ورزش، ما سریعتر تنفس می‌کنیم.

some animals respirate through their skin.

برخی از حیوانات از طریق پوست خود تنفس می‌کنند.

it's essential for cells to respirate properly.

برای اینکه سلول‌ها به درستی تنفس کنند ضروری است.

in low oxygen environments, organisms struggle to respirate.

در محیط‌های کم اکسیژن، موجودات برای تنفس تلاش می‌کنند.

fish gills help them respirate underwater.

دمای ماهی به آنها کمک می‌کند تا زیر آب تنفس کنند.

during meditation, it's important to respirate deeply.

هنگام مدیتیشن، تنفس عمیق مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید