ventilate

[ایالات متحده]/ˈventɪleɪt/
[بریتانیا]/ˈventɪleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اجازه دادن به هوا برای ورود و گردش آزادانه در (یک اتاق، ساختمان و غیره)؛ بحث یا بررسی کردن (چیزی) به روشی آشکار و عمومی.
Word Forms
زمان گذشتهventilated
قسمت سوم فعلventilated
صفت یا فعل حال استمراریventilating
شکل سوم شخص مفردventilates
جمعventilates

جملات نمونه

The room was stuffy, so I opened the window to ventilate it.

اتاق خفه بود، بنابراین برای تهویه آن پنجره را باز کردم.

It's important to ventilate the attic to prevent mold growth.

تهویه زیرشیرآزی برای جلوگیری از رشد کپک مهم است.

The doctor advised the patient to ventilate his feelings and not keep them bottled up.

پزشک به بیمار توصیه کرد احساسات خود را تهویه کند و آنها را در خود نگه ندارد.

The restaurant installed new fans to better ventilate the kitchen.

رستوران پنکه های جدیدی نصب کرد تا آشپزخانه را بهتر تهویه کند.

Make sure to ventilate the area after using strong chemicals for cleaning.

مطمئن شوید که بعد از استفاده از مواد شیمیایی قوی برای تمیز کردن، منطقه را تهویه کنید.

The building has a system in place to automatically ventilate smoke in case of a fire.

ساختمان دارای سیستمی است که در صورت آتش سوزی به طور خودکار دود را تهویه می کند.

To prevent overheating, it's important to properly ventilate electronic devices.

برای جلوگیری از گرم شدن بیش از حد، تهویه صحیح دستگاه های الکترونیکی مهم است.

The gym has large windows that can be opened to ventilate the space during workouts.

سالن ورزشی دارای پنجره های بزرگی است که می توان آنها را برای تهویه فضا در طول تمرینات باز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید