retaliated

[ایالات متحده]/rɪˈtæl.i.eɪ.tɪd/
[بریتانیا]/rɪˈtæl.i.eɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انتقام گرفتن یا پاسخ دادن به یک حمله

عبارات و ترکیب‌ها

retaliated against

در واکنش پاسخ داد

retaliated swiftly

به سرعت پاسخ داد

retaliated fiercely

با خشم پاسخ داد

retaliated quickly

سریعاً پاسخ داد

retaliated immediately

بلافاصله پاسخ داد

retaliated strongly

به شدت پاسخ داد

retaliated openly

به طور آشکارا پاسخ داد

retaliated decisively

به طور قاطعانه پاسخ داد

retaliated violently

به خشونت پاسخ داد

retaliated aggressively

به طور تهاجمی پاسخ داد

جملات نمونه

he retaliated against the bully by standing up for himself.

او در پاسخ به زورگو، برای حمایت از خود ایستاد.

after the attack, the country retaliated with airstrikes.

پس از حمله، کشور با حملات هوایی پاسخ داد.

she retaliated by spreading rumors about her coworker.

او با پخش شایعات درباره همکارش پاسخ داد.

the player retaliated after being fouled during the game.

بازیکن پس از اینکه در طول بازی مرتکب خطا شد، پاسخ داد.

they retaliated with a counter-offensive to regain control.

آنها با یک ضد حمله برای بازپس‌گیری کنترل پاسخ دادند.

he felt justified when he retaliated against the unfair treatment.

وقتی با سوء رفتار مقابله کرد، احساس توجیه کرد.

the company retaliated by cutting ties with the supplier.

شرکت با قطع ارتباط با تامین کننده پاسخ داد.

she didn’t want to retaliate, preferring to take the high road.

او نمی‌خواست پاسخ دهد، ترجیح می‌داد راهی بهتر را انتخاب کند.

the government warned that any attack would be met with a retaliated response.

دولت هشدار داد که هرگونه حمله با پاسخ تلافی‌جویانه روبرو خواهد شد.

in the end, he decided not to retaliate and walked away.

در نهایت، او تصمیم گرفت پاسخ ندهد و دور شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید