retarder

[ایالات متحده]/rɪˈtɑːdə/
[بریتانیا]/rɪˈtɑrdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که یک فرایند را کند می‌کند؛ عامل شیمیایی که یک واکنش را به تأخیر می‌اندازد؛ دستگاهی که برای کاهش سرعت استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fire retarder

ضد حریق

flame retarder

ضد حریق

retarder oil

روغن بازدارنده

retarder system

سیستم بازدارنده

retarder control

کنترل بازدارنده

retarder application

اعمال بازدارنده

retarder effect

اثر بازدارنده

retarder material

مواد بازدارنده

retarder agent

عامل بازدارنده

retarder additive

افزودنی بازدارنده

جملات نمونه

the retarder slows down the vehicle effectively.

ترمز ثقلی سرعت خودرو را به طور موثر کاهش می‌دهد.

using a retarder can improve safety on steep roads.

استفاده از ترمز ثقلی می‌تواند ایمنی را در جاده‌های شیب‌دار بهبود بخشد.

the truck is equipped with a powerful retarder.

کامیون مجهز به یک ترمز ثقلی قدرتمند است.

he adjusted the retarder to maintain a steady speed.

او ترمز ثقلی را تنظیم کرد تا سرعت ثابت را حفظ کند.

the retarder helps in controlling the descent of heavy loads.

ترمز ثقلی به کنترل فرود بارهای سنگین کمک می‌کند.

regular maintenance of the retarder is essential for performance.

تعویض منظم ترمز ثقلی برای عملکرد ضروری است.

the retarder reduces wear on the brake system.

ترمز ثقلی باعث کاهش سایش سیستم ترمز می‌شود.

incorporating a retarder can enhance fuel efficiency.

ادغام یک ترمز ثقلی می‌تواند باعث افزایش بهره‌وری سوخت شود.

the driver relied on the retarder during the mountain descent.

راننده در هنگام فرود از کوه به ترمز ثقلی اعتماد کرد.

understanding how to use a retarder is crucial for truck drivers.

درک نحوه استفاده از ترمز ثقلی برای رانندگان کامیون بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید