reticently

[ایالات متحده]/ˈrɛtɪsəntli/
[بریتانیا]/ˈrɛtɪsəntli/

ترجمه

adv. به طور محفوظ یا محدود

عبارات و ترکیب‌ها

reticently agreed

با اکراه موافقت کرد

spoke reticently

با اکراه صحبت کرد

reticently shared

با اکراه به اشتراک گذاشت

reticently responded

با اکراه پاسخ داد

reticently admitted

با اکراه اعتراف کرد

reticently revealed

با اکراه آشکار کرد

reticently expressed

با اکراه بیان کرد

reticently declined

با اکراه امتناع کرد

reticently explained

با اکراه توضیح داد

reticently discussed

با اکراه بحث کرد

جملات نمونه

she spoke reticently about her past experiences.

او در مورد تجربیات گذشته خود به طور محتاطانه صحبت کرد.

he reticently shared his thoughts on the matter.

او در مورد این موضوع به طور محتاطانه افکار خود را به اشتراک گذاشت.

the child answered reticently when asked about his day.

کودک وقتی از روزش پرسیده شد، به طور محتاطانه پاسخ داد.

she reticently agreed to the proposal.

او به طور محتاطانه با پیشنهاد موافقت کرد.

he reticently revealed his true feelings.

او احساسات واقعی خود را به طور محتاطانه آشکار کرد.

they reticently discussed their plans for the future.

آنها به طور محتاطانه برنامه های خود را برای آینده مورد بحث قرار دادند.

she smiled reticently, unsure of how to respond.

او با لبخندی محتاطانه لبخند زد، مطمئن نبود که چگونه پاسخ دهد.

he reticently accepted the compliment.

او به طور محتاطانه تعریف را پذیرفت.

the team reticently acknowledged their mistakes.

تیم به طور محتاطانه اشتباهات خود را پذیرفت.

she reticently offered her help to the new student.

او به طور محتاطانه کمک خود را به دانش آموز جدید پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید