retraction

[ایالات متحده]/rɪ'trækʃən/
[بریتانیا]/rɪ'trækʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برداشت یا لغو یک بیانیه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

issue a retraction

صدور لغو

جملات نمونه

The risorius and the buccinator muscles assist in the retraction of the lips, as well as support entrapment of air within the oral cavity.

عضلات ريزوريوس و بوکيناتور به جمع شدن لب‌ها کمک می‌کنند و از به دام افتادن هوا در حفره دهان نیز پشتیبانی می‌کنند.

The newspaper issued a retraction of the false information.

روزنامه یک اعلامیه تصحیح در مورد اطلاعات نادرست منتشر کرد.

She had to issue a retraction after spreading the misinformation.

او پس از انتشار اطلاعات نادرست مجبور به انتشار یک اعلامیه تصحیح شد.

The company's retraction of the product led to a public apology.

اعلامیه تصحیح شرکت در مورد محصول منجر به یک عذرخواهی عمومی شد.

He made a retraction of his previous statement during the press conference.

او در طول کنفرانس مطبوعاتی یک اعلامیه تصحیح در مورد اظهارات قبلی خود منتشر کرد.

The retraction of the job offer disappointed many applicants.

لغو پیشنهاد شغلی باعث ناامیدی بسیاری از متقاضیان شد.

The scientist had to issue a retraction of his research findings.

دانشمند مجبور شد یک اعلامیه تصحیح در مورد یافته‌های تحقیقاتی خود منتشر کند.

The retraction of the book was due to plagiarism accusations.

لغو کتاب به دلیل اتهامات سرقت ادبی بود.

The retraction of the policy caused confusion among employees.

لغو سیاست باعث سردرگمی در بین کارمندان شد.

After receiving new evidence, the court ordered a retraction of the previous verdict.

پس از دریافت شواهد جدید، دادگاه دستور لغو حکم قبلی را صادر کرد.

The retraction of the contract had legal implications for both parties.

لغو قرارداد برای هر دو طرف پیامدهای قانونی داشت.

نمونه‌های واقعی

The third exercise is called the scapular retraction.

سومین تمرین به نام تمرین بازگشت اسکاپولا نامیده می شود.

منبع: Popular Science Essays

I saw. And I just posted a retraction of my paper.

من دیدم. و من همین الان یک اعلامیه لغو مقاله خود را منتشر کردم.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

He's incited a number of embarrassing retractions.

او باعث ایجاد تعدادی لغو خجاوتموزانه شده است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

He had to print a retraction to explain the mix-up.

او مجبور شد یک اعلامیه لغو چاپ کند تا توضیح دهد چه اتفاقی افتاده است.

منبع: Women Who Changed the World

I'm going down to that paper and making them print a retraction.

من به آن مقاله می روم و آنها را مجبور می کنم یک اعلامیه لغو چاپ کنند.

منبع: Scientific American March 2013 Collection

The short face bear do not have the retraction that the lion has.

خرس صورت کوتاه همان بازگشت یا ویژگی که شیر دارد را ندارد.

منبع: Jurassic Fight Club

Fibrosis of lactiferous ducts and suspensory ligament causes retraction, or pulling in of the nipples.

فتوسکلرز شدن مجاری شیر و لیگامان تعلیقی باعث انقباض یا کشیده شدن نوک پستان می شود.

منبع: Osmosis - Reproduction

So many other readers joined her in calling the post sexist that the blogger posted an apology and retraction.

بسیاری از خوانندگان دیگر به او پیوستند و پست را زن ستیزانه خواندند که وبلاگر یک عذرخواهی و لغو منتشر کرد.

منبع: Lean In

We have a confession of around 30 murders and then a retraction.

ما اعتراف به حدود 30 قتل و سپس یک لغو داریم.

منبع: World Atlas of Wonders

There are no retractions or future deliverance.

هیچ لغویتی وجود ندارد یا نجات آینده ای وجود ندارد.

منبع: Self-study Advanced English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید