reverberated

[ایالات متحده]/rɪˈvɜːbəreɪtɪd/
[بریتانیا]/rɪˈvɜrbəreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری reverberate؛ طنین انداز شدن یا پژواک کردن؛ باعث ایجاد تأثیر یا انعکاس شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sound reverberated

پژواک به گوش رسید

echoes reverberated

پژواک‌ها به گوش رسید

thoughts reverberated

افکار به گوش رسید

voices reverberated

صداها به گوش رسید

impact reverberated

تاثیر به گوش رسید

feelings reverberated

احساسات به گوش رسید

memories reverberated

خاطرات به گوش رسید

words reverberated

کلمات به گوش رسید

energy reverberated

انرژی به گوش رسید

silence reverberated

سکوت به گوش رسید

جملات نمونه

the sound of the bell reverberated through the empty hall.

صدای زنگ در راهرویی خالی طنین‌انداز شد.

her laughter reverberated in my mind long after she left.

خنده‌های او برای مدت طولانی پس از رفتنش در ذهنم طنین‌انداز بود.

the news of their victory reverberated across the country.

خبر پیروزی آن‌ها در سراسر کشور طنین‌انداز شد.

the music reverberated off the walls, creating a lively atmosphere.

موسیقی از دیوارها منعکس می‌شد و فضایی پرانرژی ایجاد می‌کرد.

the echoes of the past reverberated in his heart.

طنین‌های گذشته در قلب او طنین‌انداز بود.

her words reverberated with deep meaning.

کلمات او با معنای عمیق طنین‌انداز بودند.

the thunder reverberated across the mountains.

رعد و برق در کوه‌ها طنین‌انداز شد.

his speech reverberated with passion and conviction.

سخنرانی او با شور و اطمینان طنین‌انداز بود.

the impact of the decision reverberated throughout the organization.

اثر تصمیم در سراسر سازمان طنین‌انداز شد.

as the crowd cheered, their excitement reverberated in the air.

همانطور که جمعیت تشویق می‌کردند، هیجان آن‌ها در هوا طنین‌انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید