reveries

[ایالات متحده]/ˈrɛvəriz/
[بریتانیا]/ˈrɛvəriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خیالات روزانه یا فانتزی‌ها؛ حالت غرق در فکر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

sweet reveries

خواب‌های شیرین

daydreaming reveries

خواب‌پردازی‌های رویایی

nostalgic reveries

خواب‌های نوستالژیک

fleeting reveries

خواب‌های زودگذر

quiet reveries

خواب‌های آرام

dreamy reveries

خواب‌های رویایی

childhood reveries

خواب‌های دوران کودکی

romantic reveries

خواب‌های عاشقانه

poetic reveries

خواب‌های شاعرانه

vivid reveries

خواب‌های زنده

جملات نمونه

she often gets lost in her reveries during class.

او اغلب در طول کلاس در خیالپردازی‌های خود گم می‌شود.

his reveries about traveling the world inspire him to save money.

خیالپردازی‌های او درباره سفر در سراسر جهان او را به پس‌انداز پول تشویق می‌کند.

the artist's reveries turn into beautiful paintings.

خیالپردازی‌های هنرمند به نقاشی‌های زیبا تبدیل می‌شوند.

in her reveries, she imagines a life full of adventure.

در خیالپردازی‌های خود، او زندگی پرماجرا را تصور می‌کند.

his reveries often lead to creative ideas for his projects.

خیالپردازی‌های او اغلب منجر به ایده‌های خلاقانه برای پروژه‌هایش می‌شود.

she was lost in reveries about her future career.

او در خیالپردازی درباره شغل آینده خود گم شده بود.

the book took him away into reveries of distant lands.

کتاب او را به خیالپردازی درباره سرزمین‌های دوردست برد.

his reveries about love often make him smile.

خیالپردازی‌های او درباره عشق اغلب باعث لبخند او می‌شود.

she jotted down her reveries in a notebook.

او خیالپردازی‌های خود را در یک دفترچه یادداشت کرد.

reveries can be a source of inspiration for writers.

خیالپردازی‌ها می‌توانند منبع الهام برای نویسندگان باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید