sweet reveries
خوابهای شیرین
daydreaming reveries
خوابپردازیهای رویایی
nostalgic reveries
خوابهای نوستالژیک
fleeting reveries
خوابهای زودگذر
quiet reveries
خوابهای آرام
dreamy reveries
خوابهای رویایی
childhood reveries
خوابهای دوران کودکی
romantic reveries
خوابهای عاشقانه
poetic reveries
خوابهای شاعرانه
vivid reveries
خوابهای زنده
she often gets lost in her reveries during class.
او اغلب در طول کلاس در خیالپردازیهای خود گم میشود.
his reveries about traveling the world inspire him to save money.
خیالپردازیهای او درباره سفر در سراسر جهان او را به پسانداز پول تشویق میکند.
the artist's reveries turn into beautiful paintings.
خیالپردازیهای هنرمند به نقاشیهای زیبا تبدیل میشوند.
in her reveries, she imagines a life full of adventure.
در خیالپردازیهای خود، او زندگی پرماجرا را تصور میکند.
his reveries often lead to creative ideas for his projects.
خیالپردازیهای او اغلب منجر به ایدههای خلاقانه برای پروژههایش میشود.
she was lost in reveries about her future career.
او در خیالپردازی درباره شغل آینده خود گم شده بود.
the book took him away into reveries of distant lands.
کتاب او را به خیالپردازی درباره سرزمینهای دوردست برد.
his reveries about love often make him smile.
خیالپردازیهای او درباره عشق اغلب باعث لبخند او میشود.
she jotted down her reveries in a notebook.
او خیالپردازیهای خود را در یک دفترچه یادداشت کرد.
reveries can be a source of inspiration for writers.
خیالپردازیها میتوانند منبع الهام برای نویسندگان باشند.
sweet reveries
خوابهای شیرین
daydreaming reveries
خوابپردازیهای رویایی
nostalgic reveries
خوابهای نوستالژیک
fleeting reveries
خوابهای زودگذر
quiet reveries
خوابهای آرام
dreamy reveries
خوابهای رویایی
childhood reveries
خوابهای دوران کودکی
romantic reveries
خوابهای عاشقانه
poetic reveries
خوابهای شاعرانه
vivid reveries
خوابهای زنده
she often gets lost in her reveries during class.
او اغلب در طول کلاس در خیالپردازیهای خود گم میشود.
his reveries about traveling the world inspire him to save money.
خیالپردازیهای او درباره سفر در سراسر جهان او را به پسانداز پول تشویق میکند.
the artist's reveries turn into beautiful paintings.
خیالپردازیهای هنرمند به نقاشیهای زیبا تبدیل میشوند.
in her reveries, she imagines a life full of adventure.
در خیالپردازیهای خود، او زندگی پرماجرا را تصور میکند.
his reveries often lead to creative ideas for his projects.
خیالپردازیهای او اغلب منجر به ایدههای خلاقانه برای پروژههایش میشود.
she was lost in reveries about her future career.
او در خیالپردازی درباره شغل آینده خود گم شده بود.
the book took him away into reveries of distant lands.
کتاب او را به خیالپردازی درباره سرزمینهای دوردست برد.
his reveries about love often make him smile.
خیالپردازیهای او درباره عشق اغلب باعث لبخند او میشود.
she jotted down her reveries in a notebook.
او خیالپردازیهای خود را در یک دفترچه یادداشت کرد.
reveries can be a source of inspiration for writers.
خیالپردازیها میتوانند منبع الهام برای نویسندگان باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید