revisioning

[ایالات متحده]/rɪˈvɪʒ.ən.ɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈvɪʒ.ən.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بازنگری یا تغییر چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

revisioning strategy

استراتژی بازبینی

revisioning process

فرآیند بازبینی

revisioning plan

برنامه بازبینی

revisioning framework

چارچوب بازبینی

revisioning project

پروژه بازبینی

revisioning guidelines

دستورالعمل‌های بازبینی

revisioning document

سند بازبینی

revisioning approach

رویکرد بازبینی

revisioning initiative

ابتکار عمل بازبینی

revisioning cycle

چرخه بازبینی

جملات نمونه

revisioning our approach can lead to better outcomes.

بازنگری رویکرد ما می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

the team is focused on revisioning the project timeline.

تیم بر بازنگری جدول زمانی پروژه متمرکز است.

revisioning the curriculum is essential for modern education.

بازنگری برنامه درسی برای آموزش مدرن ضروری است.

they are revisioning their marketing strategy to attract new customers.

آنها در حال بازنگری استراتژی بازاریابی خود برای جذب مشتریان جدید هستند.

revisioning the brand identity can refresh public perception.

بازنگری هویت برند می‌تواند درک عمومی را تازه کند.

our company is revisioning its values to align with sustainability.

شرکت ما در حال بازنگری ارزش‌های خود برای همسو کردن با پایداری است.

revisioning the design will enhance user experience.

بازنگری طراحی باعث بهبود تجربه کاربر خواهد شد.

they are revisioning the policies to better serve the community.

آنها در حال بازنگری سیاست‌ها برای خدمت بهتر به جامعه هستند.

revisioning the workflow can increase efficiency in the team.

بازنگری گردش کار می‌تواند کارایی تیم را افزایش دهد.

the artist is revisioning her portfolio for the upcoming exhibition.

هنرمند در حال بازنگری نمونه کارهای خود برای نمایشگاه آینده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید