revisit

[ایالات متحده]/riː'vɪzɪt/
[بریتانیا]/ri'vɪzɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره دیدن; بازگشت به; بازدید دوباره
n. یک بازدید دوم
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریrevisiting
زمان گذشتهrevisited
شکل سوم شخص مفردrevisits
قسمت سوم فعلrevisited

جملات نمونه

he'll revisit old friends.

او دوباره با دوستان قدیمی ملاقات خواهد کرد.

revisit the haunts of one's school days

بازدید مجدد از مکان‌هایی که در دوران مدرسه رفتید.

the council will have to revisit the issue at a general meeting this summer.

شورای شهر باید این موضوع را در یک جلسه عمومی تابستان دوباره بررسی کند.

I'm revisited by a worry that was born the day I fell in love with his puppy self: the dread of the moment that snuffly breathing stops.

من دوباره به نگرانی که در روزی که عاشق خودِ توله اش شدم متولد شد، دچار شده ام: ترس از لحظه ای که نفس های خروشان او متوقف می شود.

It's time to revisit the project plan.

وقت آن است که طرح پروژه را دوباره بررسی کنیم.

I want to revisit my favorite childhood memories.

می خواهم خاطرات دوران کودکی مورد علاقه ام را دوباره زنده کنم.

Let's revisit the discussion we had last week.

بیایید بحثی که هفته گذشته داشتیم را دوباره مرور کنیم.

She decided to revisit the old bookstore she used to love.

او تصمیم گرفت دوباره از آن کتابفروشی قدیمی که زمانی دوست داشت، بازدید کند.

We should revisit the terms of the agreement.

ما باید شرایط توافق را دوباره بررسی کنیم.

He plans to revisit his hometown next summer.

او قصد دارد تابستان آینده به شهر زادگاهش بازگردد.

The teacher asked the students to revisit the lesson from yesterday.

معلم از دانش آموزان خواست درس دیروز را دوباره مرور کنند.

I need to revisit my goals for this year.

من باید اهداف امسال خود را دوباره بررسی کنم.

Let's revisit the decision we made last month.

بیایید تصمیمی که ماه گذشته گرفتیم را دوباره مرور کنیم.

She wants to revisit the place where she got married.

او می خواهد دوباره از مکانی که ازدواج کرده است بازدید کند.

نمونه‌های واقعی

So, where did she revisit on this trip?

پس، او در این سفر به کجا بازگشت؟

منبع: 6 Minute English

Compensation also needs to be revisited.

همچنین لازم است غرامت را دوباره بررسی کرد.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

That sounds imprecise, but we can always revisit that assumption later on.

این دقیق به نظر نمی رسد، اما ما همیشه می توانیم آن فرضیه را بعداً دوباره بررسی کنیم.

منبع: Crash Course: The Science of Pandemics

We will revisit famous figures from recent history.

ما به بررسی دوباره چهره های مشهور از تاریخ معاصر خواهیم پرداخت.

منبع: The secrets of body language.

But I revisited that idea as an adult.

اما من آن ایده را در بزرگسالی دوباره بررسی کردم.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

I guess, revisit the notion of gold itself.

فکر کنم، ایده طلا را به خودی خود دوباره بررسی کنیم.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

Well, investigators had agreed to revisit this case.

خب، محققان با این مورد دوباره بررسی کردن موافقت کرده بودند.

منبع: NPR News November 2021 Collection

Now the calendar commands us to revisit Sept. 11.

اکنون تقویم ما را به یادآوری 11 سپتامبر فرمان می دهد.

منبع: New Version of University English Comprehensive Course 4

And you have to revisit these questions over time.

و شما باید این سؤالات را در طول زمان دوباره بررسی کنید.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Revisit things during moments of relaxation after a period of intense work.

در طول لحظات استراحت پس از یک دوره کار فشرده، به بررسی مجدد موضوعات بپردازید.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید