revolted

[ایالات متحده]/rɪ'vɔltɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شورشی; نفرت‌انگیز
v. شورش کرد
Word Forms
قسمت سوم فعلrevolted
زمان گذشتهrevolted

عبارات و ترکیب‌ها

feel revolted

احساس انزجار

revolted against authority

مقابله با قدرت

جملات نمونه

They revolted from the sight.

آنها از شدت آن شوریدند.

Such cruelty revolted him.

چنین ظلمی او را منزجر کرد.

The violence in the movie revolted me.

خشونت در فیلم من را منزجر کرد.

the Iceni revolted and had to be suppressed.

ایسنی‌ها شوریدند و مجبور به سرکوب شدند.

the emperor was leading an expedition against the revolted Bretons.

امپراتور یک لشکرکشی علیه برتون‌های شورشی رهبری می‌کرد.

he was revolted by the stench that greeted him.

او از بوی تعفن که به استقبالش رفت، منزجر شد.

His whole soul revolted from it.

روح او به طور کامل از آن شورید.

an artist of the Postimpressionist school who revolted against impressionism.

هنرمندی از مکتب پست‌امپرسیونیستی که علیه امپرسیونیسم شورید.

His whole nature revolted against deceit.

تمام وجود او علیه فریبکاری شورید.

All who saw the distressing scene revolted against it.

همه کسانی که صحنه ناراحت کننده را دیدند، علیه آن شوریدند.

The distressing scene revolted all who saw it.

صحنه ناراحت کننده همه کسانی که آن را دیدند، شوریده بود.

نمونه‌های واقعی

" You considered Smith? " said Harry, revolted.

شما اسمیت را در نظر گرفتید؟ هری گفت، با حالتی منزجر.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

My husband likes white sliced, unfortunately. And that is just revolting.

متاسفانه، همسرم نان سفید برش‌دار دوست دارد. و این واقعا نفرت‌انگیز است.

منبع: PBS Interview Social Series

" I wouldn't eat that, I'm sure it'd be revolting."

من آن را نمی‌خورم، مطمئنم که نفرت‌انگیز خواهد بود.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

Who would have thought something so revolting could do so much good?

چه کسی فکر می‌کرد چیزی آنقدر نفرت‌انگیز می‌تواند اینقدر خوب باشد؟

منبع: Scishow Selected Series

Now Mr Boudin has experienced his own revolt -- by voters.

حالا آقای بودین تجربه شور خود را داشته است - توسط رای دهندگان.

منبع: The Economist (Summary)

" I beg your pardon? " said Nearly Headless Nick politely, while Hermione looked revolted.

ببخشید؟ گفت نیک سر تقریبا بدون سر به طور مؤدبانه، در حالی که هرمیون با حالتی منزجر به نظر می‌رسید.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

But there are differences between the two revolts.

اما تفاوت‌هایی بین این دو شورش وجود دارد.

منبع: The Economist (Summary)

But Buck was in open revolt.

اما باک در شورش آشکار بود.

منبع: The Call of the Wild

It's the first time a president from the left has faced such a revolt from his own camp.

اولین باری است که یک رئیس جمهور از جناح چپ با چنین شورشی از اردوگاه خود روبرو شده است.

منبع: NPR News May 2016 Compilation

You could use general negative adjectives like disgusting or revolting.

می‌توانید از صفت‌های منفی عمومی مانند زننده یا نفرت‌انگیز استفاده کنید.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید