rewarder system
سیستم پاداش دهنده
be a rewarder
شدن یک پاداش دهنده
rewarder role
نقش پاداش دهنده
rewarding the rewarder
پاداش دادن به پاداش دهنده
rewarder's choice
انتخاب پاداش دهنده
rewarder program
برنامه پاداش دهنده
rewarder feedback
نظرات پاداش دهنده
rewarder influence
تأثیر پاداش دهنده
rewarder performance
کارکرد پاداش دهنده
rewarder expectations
اروپا پاداش دهنده
the company is seeking a rewarder to motivate employees.
شرکت به دنبال یک افرادی است که باعث افزایش انگیزه کارکنان میشود.
he was a natural rewarder, always praising good work.
او یک افرادی طبیعی بود که همیشه کارهای خوب را تحسین میکرد.
the rewarder carefully designed the bonus structure.
افرادی به دقت ساختار پاداش را طراحی کرد.
being a rewarder requires excellent communication skills.
بودن یک افرادی نیاز به مهارتهای ارتباطی عالی دارد.
she served as a rewarder for the sales team.
او به عنوان یک افرادی برای تیم فروش خدمت کرد.
the rewarder implemented a points-based system.
افرادی یک سیستم مبتنی بر امتیاز اجرا کرد.
a good rewarder understands employee motivation.
یک افرادی خوب میداند که چه چیزی انگیزه کارکنان را افزایش میدهد.
the rewarder provided positive reinforcement regularly.
افرادی به طور منظم تقویت مثبت ارائه کرد.
the team benefited from the rewarder's feedback.
تیم از بازخورد افرادی بهرهمند شد.
the rewarder tracked performance and offered incentives.
افرادی عملکرد را دنبال کرد و حسادتهایی ارائه کرد.
the role of a rewarder is crucial for productivity.
نقش یک افرادی برای بهرهوری حیاتی است.
rewarder system
سیستم پاداش دهنده
be a rewarder
شدن یک پاداش دهنده
rewarder role
نقش پاداش دهنده
rewarding the rewarder
پاداش دادن به پاداش دهنده
rewarder's choice
انتخاب پاداش دهنده
rewarder program
برنامه پاداش دهنده
rewarder feedback
نظرات پاداش دهنده
rewarder influence
تأثیر پاداش دهنده
rewarder performance
کارکرد پاداش دهنده
rewarder expectations
اروپا پاداش دهنده
the company is seeking a rewarder to motivate employees.
شرکت به دنبال یک افرادی است که باعث افزایش انگیزه کارکنان میشود.
he was a natural rewarder, always praising good work.
او یک افرادی طبیعی بود که همیشه کارهای خوب را تحسین میکرد.
the rewarder carefully designed the bonus structure.
افرادی به دقت ساختار پاداش را طراحی کرد.
being a rewarder requires excellent communication skills.
بودن یک افرادی نیاز به مهارتهای ارتباطی عالی دارد.
she served as a rewarder for the sales team.
او به عنوان یک افرادی برای تیم فروش خدمت کرد.
the rewarder implemented a points-based system.
افرادی یک سیستم مبتنی بر امتیاز اجرا کرد.
a good rewarder understands employee motivation.
یک افرادی خوب میداند که چه چیزی انگیزه کارکنان را افزایش میدهد.
the rewarder provided positive reinforcement regularly.
افرادی به طور منظم تقویت مثبت ارائه کرد.
the team benefited from the rewarder's feedback.
تیم از بازخورد افرادی بهرهمند شد.
the rewarder tracked performance and offered incentives.
افرادی عملکرد را دنبال کرد و حسادتهایی ارائه کرد.
the role of a rewarder is crucial for productivity.
نقش یک افرادی برای بهرهوری حیاتی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید