rewarder

[ایالات متحده]/[ˈrɪwɔːdər]/
[بریتانیا]/[ˈrɪwɔːrdər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد یا چیزی که پاداش می‌دهد.؛ کسی که پاداش می‌دهد.
v. پاداش دادن به.

عبارات و ترکیب‌ها

rewarder system

سیستم پاداش دهنده

be a rewarder

شدن یک پاداش دهنده

rewarder role

نقش پاداش دهنده

rewarding the rewarder

پاداش دادن به پاداش دهنده

rewarder's choice

انتخاب پاداش دهنده

rewarder program

برنامه پاداش دهنده

rewarder feedback

نظرات پاداش دهنده

rewarder influence

تأثیر پاداش دهنده

rewarder performance

کارکرد پاداش دهنده

rewarder expectations

اروپا پاداش دهنده

جملات نمونه

the company is seeking a rewarder to motivate employees.

شرکت به دنبال یک افرادی است که باعث افزایش انگیزه کارکنان می‌شود.

he was a natural rewarder, always praising good work.

او یک افرادی طبیعی بود که همیشه کارهای خوب را تحسین می‌کرد.

the rewarder carefully designed the bonus structure.

افرادی به دقت ساختار پاداش را طراحی کرد.

being a rewarder requires excellent communication skills.

بودن یک افرادی نیاز به مهارت‌های ارتباطی عالی دارد.

she served as a rewarder for the sales team.

او به عنوان یک افرادی برای تیم فروش خدمت کرد.

the rewarder implemented a points-based system.

افرادی یک سیستم مبتنی بر امتیاز اجرا کرد.

a good rewarder understands employee motivation.

یک افرادی خوب می‌داند که چه چیزی انگیزه کارکنان را افزایش می‌دهد.

the rewarder provided positive reinforcement regularly.

افرادی به طور منظم تقویت مثبت ارائه کرد.

the team benefited from the rewarder's feedback.

تیم از بازخورد افرادی بهره‌مند شد.

the rewarder tracked performance and offered incentives.

افرادی عملکرد را دنبال کرد و حسادت‌هایی ارائه کرد.

the role of a rewarder is crucial for productivity.

نقش یک افرادی برای بهره‌وری حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید