granter

[ایالات متحده]/[ˈɡrɑːntə]/
[بریتانیا]/[ˈɡrɑːntər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی یا سازمانی که مبلغی اهدا می‌کند؛ کسی که تایید یا اجازه می‌دهد.
v. اهدا کردن مبلغی؛ تایید یا اجازه دادن.
Word Forms
جمعgranters

جملات نمونه

the foundation is a generous granter of scholarships to deserving students.

بنیاد، یک اهداکننده سخاوتمند بورسیه به دانشجویان شایسته است.

we are grateful to the granter for their continued support of our research.

ما از اهداکننده به خاطر حمایت مستمر آنها از تحقیقات ما قدردانی می کنیم.

the government acted as the granter of funds for the new infrastructure project.

دولت به عنوان اهداکننده بودجه برای پروژه زیرساختی جدید عمل کرد.

she is a skilled granter of wishes, always finding a way to help others.

او یک اهداکننده ماهرانه آرزوهاست و همیشه راهی برای کمک به دیگران پیدا می کند.

the university sought a granter for their ambitious new building project.

دانشگاه به دنبال یک اهداکننده برای پروژه ساختمانی جدید و جاه طلب خود بود.

he was a key granter of resources to the struggling non-profit organization.

او یک اهداکننده کلیدی منابع به سازمان غیرانتفاعی در حال دست و پا زدن بود.

the granter carefully reviewed all the proposals before making a decision.

اهداکننده قبل از تصمیم گیری، تمام پیشنهادات را با دقت بررسی کرد.

the charity relies on the granter's generosity to continue its work.

خیرخواه به سخاوت اهداکننده برای ادامه کار خود متکی است.

the granter provided a substantial grant to support the arts program.

اهداکننده یک کمک مالی قابل توجهی برای حمایت از برنامه هنری ارائه کرد.

we need to identify a reliable granter for our startup company.

ما باید یک اهداکننده قابل اعتماد برای شرکت نوپا خود شناسایی کنیم.

the granter’s commitment to education is truly commendable.

تعهد اهداکننده به آموزش واقعاً قابل تحسین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید