turn right-side-up
درست کن
keep it right-side-up
آن را درست نگه دار
right-side-up now
اکنون درست است
get right-side-up
درست شو
was right-side-up
قبل از این درست بود
put right-side-up
آن را درست کن
flipped right-side-up
درست شد
standing right-side-up
درست ایستاده است
is right-side-up
درست است
make sure the picture is right-side-up before you show it to the kids.
قبل از اینکه عکس را به کودکان نشان دهید، مطمئن شوید که عکس به درستی قرار گرفته است.
the world looks different when you see it right-side-up.
زمانی که دنیا را به درستی ببینید، متفاوت به نظر میرسد.
he flipped the map over, trying to get it right-side-up.
او نقشه را معکوس کرد تا آن را به درستی قرار دهد.
the dancer gracefully landed, right-side-up, after a complicated spin.
پس از یک چرخش پیچیده، رقصنده به طور گرامی و به درستی روی پای خود قرار گرفت.
can you turn the tablet right-side-up so i can see it?
آیا میتوانید تبلت را به درستی بچرخانید تا من ببینم؟
the child was happy to be right-side-up after the roller coaster ride.
پس از رانندگی در ریلهای اسکی، کودک خوشحال بود که به درستی قرار گرفته است.
she carefully placed the vase right-side-up on the table.
او با دقت گلدان را به درستی روی میز گذاشت.
he managed to land right-side-up despite the strong wind.
او با وجود باد قوی، موفق شد به درستی روی پای خود قرار گیرد.
the acrobat practiced landing right-side-up on the beam.
تکوان باز روی تیر به درستی قرار گرفتن را تمرین میکرد.
the camera needs to be right-side-up to take a good photo.
برای گرفتن یک عکس خوب، دوربین باید به درستی قرار گیرد.
after the somersault, she was glad to be right-side-up again.
پس از یک چرخزدن، او خوشحال بود که دوباره به درستی قرار گرفته است.
turn right-side-up
درست کن
keep it right-side-up
آن را درست نگه دار
right-side-up now
اکنون درست است
get right-side-up
درست شو
was right-side-up
قبل از این درست بود
put right-side-up
آن را درست کن
flipped right-side-up
درست شد
standing right-side-up
درست ایستاده است
is right-side-up
درست است
make sure the picture is right-side-up before you show it to the kids.
قبل از اینکه عکس را به کودکان نشان دهید، مطمئن شوید که عکس به درستی قرار گرفته است.
the world looks different when you see it right-side-up.
زمانی که دنیا را به درستی ببینید، متفاوت به نظر میرسد.
he flipped the map over, trying to get it right-side-up.
او نقشه را معکوس کرد تا آن را به درستی قرار دهد.
the dancer gracefully landed, right-side-up, after a complicated spin.
پس از یک چرخش پیچیده، رقصنده به طور گرامی و به درستی روی پای خود قرار گرفت.
can you turn the tablet right-side-up so i can see it?
آیا میتوانید تبلت را به درستی بچرخانید تا من ببینم؟
the child was happy to be right-side-up after the roller coaster ride.
پس از رانندگی در ریلهای اسکی، کودک خوشحال بود که به درستی قرار گرفته است.
she carefully placed the vase right-side-up on the table.
او با دقت گلدان را به درستی روی میز گذاشت.
he managed to land right-side-up despite the strong wind.
او با وجود باد قوی، موفق شد به درستی روی پای خود قرار گیرد.
the acrobat practiced landing right-side-up on the beam.
تکوان باز روی تیر به درستی قرار گرفتن را تمرین میکرد.
the camera needs to be right-side-up to take a good photo.
برای گرفتن یک عکس خوب، دوربین باید به درستی قرار گیرد.
after the somersault, she was glad to be right-side-up again.
پس از یک چرخزدن، او خوشحال بود که دوباره به درستی قرار گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید