rightful

[ایالات متحده]/'raɪtfʊl/
[بریتانیا]/ˈraɪtfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قانونی; مشروع; راست; عادل.

جملات نمونه

the rightful owner of the jewels.

صاحب حق‌دار جواهرات

This land is my rightful property.

این سرزمین حق مالکیت من است.

Return this dog to its rightful owner.

این سگ را به صاحب اصلی‌اش برگردانید.

The property was adjudged to the rightful owner.

مال به صاحب حق دار اختصاص داده شد.

they are determined to take their rightful place in a new South Africa.

آنها مصمم هستند که جایگاه شایسته خود را در آفریقای جنوبی جدید به دست آورند.

the rightful king was mandated and sanctioned by God.

شاه عادلانه مأمور و مورد تأیید خدا بود.

She has a rightful claim to the property; it was her mother's.

او ادعای شایسته‌ای بر ملکیت دارد؛ متعلق به مادرش بود.

Amy protested she was being cheated of her rightful share.

امی اعتراض کرد که از سهم شایسته خود کلاهبرداری می‌کنند.

He protested he was being cheated of his rightful share.

او اعتراض کرد که از سهم شایسته خود کلاهبرداری می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

" This office is supposed to be barred to all but the rightful Headmaster."

دفتر این باید به غیر از مدیر مدرسه قانونی مسدود شود.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

" I expect she is the rightful Queen really."

من حدس می‌زنم که او واقعاً ملکه قانونی است.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

Everybody move to your rightful mother.

همه به سمت مادر قانونی خود حرکت کنید.

منبع: Editing guest room

We would have him take his rightful place among us.

ما می‌خواستیم او جایگاه قانونی خود را در بین ما بگیرد.

منبع: Lost Girl Season 4

This is about women taking their rightful place in Irish society finally.

این در مورد زنان و گرفتن جایگاه قانونی آنها در جامعه ایرلندی به طور کامل است.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

The U.S. recognizes opposition leader Juan Guaido as Venezuela's rightful president.

ایالات متحده خوان گوایدو، رهبر مخالف را به عنوان رئیس جمهور قانونی ونزوئلا به رسمیت می‌شناسد.

منبع: PBS English News

They say the Elf King refused to give them their rightful pay.

آنها می‌گویند پادشاه الف‌ها از دادن حقوق قانونی آنها به آنها امتناع کرد.

منبع: The Hobbit: An Unexpected Journey

" Muggles, " whispered Hermione, " In their rightful place. Come on, let's get going."

"مگ‌ها،" هرمیون زمزمه کرد، "در جایگاه قانونی خود. بیا، بریم.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Both men declared themselves the country's rightful leader after a disputed election.

هر دو مرد پس از انتخابات مورد مناقشه خود را به عنوان رهبر قانونی کشور اعلام کردند.

منبع: PBS English News

Tyrion, of House Lannister, rightful lord of Casterly Rock, you sniveling worm. " Yollo" .

تیریون، از خاندان لانستر، سرور قانونی کاسترلی راک، ای کرم خفه کننده. "یولو"

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید