roam freely
گشت و گذار آزادانه
roam around
چکاردن
roam the streets
چکاردن در خیابانها
roam in nature
چکاردن در طبیعت
roam about
چکاردن
roam about the forest
در جنگل پرسه زدن
to roam about the country
در سراسر کشور پرسه زدن
They roamed about in the park.
آنها در پارک پرسه زدند.
gangs of drunken youths roamed the streets.
گروههایی از جوانان مست در خیابانها پرسه میزدند.
he let his mind roam as he walked.
در حالی که راه می رفت، اجازه داد ذهن خود را پرسه بزند.
growing wild; roaming wild.
در حال رشد وحشی؛ پرسه زدن وحشی.
in this day and age it is madness to allow children to roam around after dark.
در این دوران، اجازه دادن به کودکان برای گشت و گذار بعد از تاریک شدن هوا، دیوانگی است.
tigers once roamed over most of Asia.
ببرها زمانی در بیشتر آسیا پرسه می زدند.
gangs of youths roamed the streets unopposed.
گروههای جوانان بدون مزاحمت در خیابانها پرسه میزدند.
Scientists have more to do than to allow their imaginations to roam at large.
دانشمندان بیشتر از اینکه اجازه دهند تخیلات آنها به طور گسترده پرسه بزند، کار دارند.
her eyes roamed over the chattering women.
چشمانش روی زنانی که صحبت میکردند، چرخید.
No longer does the giant sandworm roam free, producing the spice melange.
دیگر کرمهای شنی غول پیکر آزادانه پرسه نمی زنند و ادویه ملانژ را تولید می کنند.
The former is made up of roaming in water, indoor surfing and hathpace water-skiing.
این مورد شامل شنا در آب، موجسواری سرپوشیده و اسکی روی آب با سرعت بالا است.
There were six guards roaming the estate, all goons in civvies so as not to attract attention.
شش نگهبان در حال گشت زنی در املاک بودند، همه با لباسهای غیرنظامی به گونهای که توجه را جلب نکنند.
roam freely
گشت و گذار آزادانه
roam around
چکاردن
roam the streets
چکاردن در خیابانها
roam in nature
چکاردن در طبیعت
roam about
چکاردن
roam about the forest
در جنگل پرسه زدن
to roam about the country
در سراسر کشور پرسه زدن
They roamed about in the park.
آنها در پارک پرسه زدند.
gangs of drunken youths roamed the streets.
گروههایی از جوانان مست در خیابانها پرسه میزدند.
he let his mind roam as he walked.
در حالی که راه می رفت، اجازه داد ذهن خود را پرسه بزند.
growing wild; roaming wild.
در حال رشد وحشی؛ پرسه زدن وحشی.
in this day and age it is madness to allow children to roam around after dark.
در این دوران، اجازه دادن به کودکان برای گشت و گذار بعد از تاریک شدن هوا، دیوانگی است.
tigers once roamed over most of Asia.
ببرها زمانی در بیشتر آسیا پرسه می زدند.
gangs of youths roamed the streets unopposed.
گروههای جوانان بدون مزاحمت در خیابانها پرسه میزدند.
Scientists have more to do than to allow their imaginations to roam at large.
دانشمندان بیشتر از اینکه اجازه دهند تخیلات آنها به طور گسترده پرسه بزند، کار دارند.
her eyes roamed over the chattering women.
چشمانش روی زنانی که صحبت میکردند، چرخید.
No longer does the giant sandworm roam free, producing the spice melange.
دیگر کرمهای شنی غول پیکر آزادانه پرسه نمی زنند و ادویه ملانژ را تولید می کنند.
The former is made up of roaming in water, indoor surfing and hathpace water-skiing.
این مورد شامل شنا در آب، موجسواری سرپوشیده و اسکی روی آب با سرعت بالا است.
There were six guards roaming the estate, all goons in civvies so as not to attract attention.
شش نگهبان در حال گشت زنی در املاک بودند، همه با لباسهای غیرنظامی به گونهای که توجه را جلب نکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید