roamed

[ایالات متحده]/rəʊmd/
[بریتانیا]/roʊmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته roam; به طور غیرمستقیم راه رفتن یا حرکت کردن؛ به آرامی با چشم‌ها یا دست‌ها نگاه کردن؛ به طور کامل چیزی را لمس یا بررسی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

roamed freely

به صورت آزادانه گشت

roamed around

در اطراف گشت

roamed wild

به صورت وحشیانه گشت

roamed aimlessly

بدون هدف گشت

roamed the land

در سرزمین گشت

roamed the streets

در خیابان‌ها گشت

roamed the woods

در جنگل‌ها گشت

roamed the hills

در تپه‌ها گشت

roamed the fields

در مزارع گشت

roamed the earth

در زمین گشت

جملات نمونه

the children roamed freely in the park.

کودکان آزادانه در پارک پرسه می‌زدند.

he roamed the streets looking for adventure.

او در خیابان‌ها به دنبال ماجراجویی پرسه می‌زد.

they roamed the countryside during their vacation.

آنها در حین تعطیلات خود در حومه شهر پرسه می‌زدند.

she roamed through the forest, enjoying nature.

او در حالی که از طبیعت لذت می‌برد، در جنگل پرسه می‌زد.

the dog roamed around the yard chasing squirrels.

سگ در حیاط پرسه می‌زد و سنجاقک‌ها را تعقیب می‌کرد.

he roamed the city at night, taking photographs.

او در شب در شهر پرسه می‌زد و عکس می‌گرفت.

they roamed the museum, fascinated by the exhibits.

آنها در حالی که از نمایشگاه‌ها مجذوب بودند، در موزه پرسه می‌زدند.

she roamed the beach, collecting seashells.

او در ساحل پرسه می‌زد و صدف جمع‌آوری می‌کرد.

he roamed the mountains, searching for peace.

او در کوه‌ها پرسه می‌زد و به دنبال آرامش می‌گشت.

they roamed the market, looking for unique items.

آنها در بازار پرسه می‌زدند و به دنبال اقلام منحصر به فرد می‌گشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید