roamed freely
به صورت آزادانه گشت
roamed around
در اطراف گشت
roamed wild
به صورت وحشیانه گشت
roamed aimlessly
بدون هدف گشت
roamed the land
در سرزمین گشت
roamed the streets
در خیابانها گشت
roamed the woods
در جنگلها گشت
roamed the hills
در تپهها گشت
roamed the fields
در مزارع گشت
roamed the earth
در زمین گشت
the children roamed freely in the park.
کودکان آزادانه در پارک پرسه میزدند.
he roamed the streets looking for adventure.
او در خیابانها به دنبال ماجراجویی پرسه میزد.
they roamed the countryside during their vacation.
آنها در حین تعطیلات خود در حومه شهر پرسه میزدند.
she roamed through the forest, enjoying nature.
او در حالی که از طبیعت لذت میبرد، در جنگل پرسه میزد.
the dog roamed around the yard chasing squirrels.
سگ در حیاط پرسه میزد و سنجاقکها را تعقیب میکرد.
he roamed the city at night, taking photographs.
او در شب در شهر پرسه میزد و عکس میگرفت.
they roamed the museum, fascinated by the exhibits.
آنها در حالی که از نمایشگاهها مجذوب بودند، در موزه پرسه میزدند.
she roamed the beach, collecting seashells.
او در ساحل پرسه میزد و صدف جمعآوری میکرد.
he roamed the mountains, searching for peace.
او در کوهها پرسه میزد و به دنبال آرامش میگشت.
they roamed the market, looking for unique items.
آنها در بازار پرسه میزدند و به دنبال اقلام منحصر به فرد میگشتند.
roamed freely
به صورت آزادانه گشت
roamed around
در اطراف گشت
roamed wild
به صورت وحشیانه گشت
roamed aimlessly
بدون هدف گشت
roamed the land
در سرزمین گشت
roamed the streets
در خیابانها گشت
roamed the woods
در جنگلها گشت
roamed the hills
در تپهها گشت
roamed the fields
در مزارع گشت
roamed the earth
در زمین گشت
the children roamed freely in the park.
کودکان آزادانه در پارک پرسه میزدند.
he roamed the streets looking for adventure.
او در خیابانها به دنبال ماجراجویی پرسه میزد.
they roamed the countryside during their vacation.
آنها در حین تعطیلات خود در حومه شهر پرسه میزدند.
she roamed through the forest, enjoying nature.
او در حالی که از طبیعت لذت میبرد، در جنگل پرسه میزد.
the dog roamed around the yard chasing squirrels.
سگ در حیاط پرسه میزد و سنجاقکها را تعقیب میکرد.
he roamed the city at night, taking photographs.
او در شب در شهر پرسه میزد و عکس میگرفت.
they roamed the museum, fascinated by the exhibits.
آنها در حالی که از نمایشگاهها مجذوب بودند، در موزه پرسه میزدند.
she roamed the beach, collecting seashells.
او در ساحل پرسه میزد و صدف جمعآوری میکرد.
he roamed the mountains, searching for peace.
او در کوهها پرسه میزد و به دنبال آرامش میگشت.
they roamed the market, looking for unique items.
آنها در بازار پرسه میزدند و به دنبال اقلام منحصر به فرد میگشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید