sauntered

[ایالات متحده]/ˈsɔːntəd/
[بریتانیا]/ˈsɔntərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی saunter; به آرامی و به‌صورت ریلکس راه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

sauntered slowly

به آرامی قدم زد

sauntered along

در طول قدم زد

sauntered home

به خانه قدم زد

sauntered back

به عقب قدم زد

sauntered outside

بیرون قدم زد

sauntered in

وارد شد

sauntered around

اطراف قدم زد

sauntered past

کنار قدم زد

sauntered through

از میان قدم زد

sauntered together

با هم قدم زد

جملات نمونه

she sauntered through the park, enjoying the sunshine.

او در حالی که از آفتاب لذت می‌برد، با گام‌های آهسته از پارک عبور کرد.

he sauntered into the café without a care in the world.

او بدون هیچ‌گونه نگرانی وارد کافه شد.

they sauntered along the beach, collecting seashells.

آنها در حالی که صدف جمع می‌کردند، در امتداد ساحل قدم می‌زدند.

after dinner, we sauntered around the neighborhood.

بعد از شام، ما در اطراف محله قدم زدیم.

the dog sauntered back to its owner, wagging its tail.

سگ با دم تکان‌دار به سمت صاحبش بازگشت.

she sauntered up to the stage to give her speech.

او برای ایراد سخنرانی خود به سمت صحنه قدم زد.

as the sun set, they sauntered home, chatting happily.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، آنها در حالی که با خوشحالی صحبت می‌کردند، به خانه رفتند.

he sauntered through the art gallery, admiring the paintings.

او در حالی که به نقاشی‌ها نگاه می‌کرد، از طریق گالری هنری قدم زد.

they sauntered hand in hand, lost in conversation.

آنها دست در دست قدم می‌زدند و در گفتگو غرق بودند.

on weekends, i love to saunter around the city exploring new places.

در آخر هفته‌ها، من عاشق قدم زدن در شهر و کشف مکان‌های جدید هستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید