roguishly

[ایالات متحده]/ˈrəʊɡɪʃli/
[بریتانیا]/ˈroʊɡɪʃli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز شیطنت‌آمیز یا بازیگوشانه

عبارات و ترکیب‌ها

roguishly charming

با جذابیت فریبکارانه

roguishly witty

با هوش و ذکاوت فریبکارانه

roguishly playful

با بازیگوشی فریبکارانه

roguishly handsome

با جذابیت و خوشتیپی فریبکارانه

roguishly bold

با جسارت فریبکارانه

roguishly mischievous

با شیطنت فریبکارانه

roguishly clever

باهوش و زیرک فریبکارانه

roguishly rebellious

با نافرمانی فریبکارانه

roguishly daring

با جسارت و شجاعت فریبکارانه

roguishly fun

سرگرم کننده و فریبکارانه

جملات نمونه

he smiled roguishly as he told his story.

او با شیطنت لبخند زد در حالی که داستان خود را تعریف می‌کرد.

the boy roguishly winked at his friends.

پسر با شیطنت به دوستانش چشمک زد.

she roguishly challenged him to a game.

او با شیطنت او را به یک بازی به چالش کشید.

he roguishly stole a cookie from the jar.

او با شیطنت یک بیسکویت از ظرف دزدید.

they laughed roguishly at their little prank.

آنها با شیطنت از شوخی کوچکشان خندیدند.

she spoke roguishly, making everyone chuckle.

او با لحنی شیطنت‌آمیز صحبت کرد و باعث خنده همه شد.

he roguishly admitted to his mischief.

او با شیطنت به خرابکاری خود اعتراف کرد.

the cat looked roguishly at the fish bowl.

گربه با نگاهی شیطنت‌آمیز به تنگ ماهی نگاه کرد.

she roguishly teased him about his new haircut.

او با شیطنت او را به خاطر مدل موی جدیدش مسخره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید