roofs

[ایالات متحده]/ruːfs/
[بریتانیا]/ruːfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سقف؛ پوشش بالایی یک ساختمان؛ سطح بالایی یک سازه؛ سقف یک تونل

عبارات و ترکیب‌ها

flat roofs

سقف‌های صاف

sloped roofs

سقف‌های شیب‌دار

green roofs

سقف‌های سبز

tile roofs

سقف‌های کاشی‌دار

metal roofs

سقف‌های فلزی

thatched roofs

سقف‌های پوشیده با گلیم

roof shingles

ورق‌های سقفی

roof gardens

باغ‌های بام

roof repairs

تعمیرات سقف

roofing materials

مواد عایق‌سازی

جملات نمونه

the roofs of the houses were covered in snow.

سقف خانه‌ها پوشیده از برف بود.

they installed solar panels on their roofs.

آنها پنل‌های خورشیدی را بر روی سقف‌های خود نصب کردند.

the roofs in the city are painted vibrant colors.

سقف‌های شهر با رنگ‌های زنده رنگ شده‌اند.

during the storm, many roofs were damaged.

در طول طوفان، بسیاری از سقف‌ها آسیب دیدند.

he climbed onto the roofs to take pictures.

او برای گرفتن عکس روی سقف‌ها بالا رفت.

they are replacing the old roofs with new ones.

آنها سقف‌های قدیمی را با سقف‌های جدید جایگزین می‌کنند.

the roofs provide shelter from the rain.

سقف‌ها از باران محافظت می‌کنند.

birds often nest on the roofs of buildings.

پرندگان اغلب در سقف ساختمان‌ها لانه می سازند.

we need to inspect the roofs for any leaks.

ما باید سقف‌ها را برای هرگونه نشتی بررسی کنیم.

some roofs are designed to collect rainwater.

برخی از سقف‌ها برای جمع‌آوری آب باران طراحی شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید