rotations

[ایالات متحده]/rəʊˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/roʊˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل چرخش یا دوران به دور یک نقطه مرکزی؛ فرایند حرکت در یک مسیر دایره‌ای؛ یک مورد از نوبت گرفتن یا متناوب بودن؛ ترتیب یا توالی اشیاء یا افراد در یک چرخه

عبارات و ترکیب‌ها

full rotations

چرخش‌های کامل

multiple rotations

چرخش‌های متعدد

smooth rotations

چرخش‌های نرم

counterclockwise rotations

چرخش‌های خلاف جهت عقربه‌های ساعت

clockwise rotations

چرخش‌های هم‌جهت عقربه‌های ساعت

rapid rotations

چرخش‌های سریع

slow rotations

چرخش‌های آهسته

vertical rotations

چرخش‌های عمودی

horizontal rotations

چرخش‌های افقی

random rotations

چرخش‌های تصادفی

جملات نمونه

the rotations of the earth create day and night.

چرخش‌های زمین باعث ایجاد روز و شب می‌شوند.

he completed three rotations on the diving board.

او سه چرخش روی تخته شیرجه انجام داد.

the rotations of the wheels made the car move faster.

چرخش چرخ‌ها باعث شد ماشین سریع‌تر حرکت کند.

the artist used rotations to create a 3d effect.

هنرمند از چرخش‌ها برای ایجاد جلوه‌ای سه‌بعدی استفاده کرد.

they measured the rotations per minute of the engine.

آنها دور موتور را بر حسب دقیقه اندازه‌گیری کردند.

he practiced several rotations in his gymnastics routine.

او چندین چرخش را در برنامه ژیمناستیک خود تمرین کرد.

the rotations of the planets are predictable.

چرخش سیارات قابل پیش‌بینی است.

she made two rotations before landing safely.

او قبل از فرود ایمن دو بار چرخید.

the rotations of the fan helped cool the room.

چرخش فن به خنک کردن اتاق کمک کرد.

we observed the rotations of the galaxies through the telescope.

ما چرخش کهکشان‌ها را از طریق تلسکوپ مشاهده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید