roughen

[ایالات متحده]/ˈrʌfn/
[بریتانیا]/ˈrʌfn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. ناهموار یا زبر شدن؛ ناهموار یا زبر کردن
Word Forms
زمان گذشتهroughened
شکل سوم شخص مفردroughens
قسمت سوم فعلroughened
صفت یا فعل حال استمراریroughening
جمعroughens

عبارات و ترکیب‌ها

roughen the surface

خشن کردن سطح

جملات نمونه

Her hands were roughened by work.

دست‌های او به دلیل کار زبر شده بودند.

The roughened surface of the road caused the car to skid.

سطح زبر جاده باعث انحراف خودرو شد.

Over time, the constant friction will roughen the edges of the metal.

با گذشت زمان، اصطکاک مداوم لبه های فلز را زبر خواهد کرد.

Using sandpaper can help roughen the wood before painting.

استفاده از سمباده می تواند به زبر کردن چوب قبل از نقاشی کمک کند.

The roughened texture of the fabric gave it a unique look.

بافت زبر پارچه به آن ظاهری منحصر به فرد می داد.

The roughened skin on his hands showed the hard work he had done.

پوست زبر روی دست‌هایش نشان می‌داد که چه کارهای سختی انجام داده است.

The roughened edges of the pottery added a rustic charm to the pieces.

لبه های زبر سفال به قطعات جذابیت روستایی می داد.

To improve adhesion, you can roughen the surface with sandpaper before applying the glue.

برای بهبود چسبندگی، می توانید قبل از استفاده از چسب، سطح را با سمباده زبر کنید.

The roughened terrain made it difficult for the hikers to navigate through the forest.

شیب زبر باعث شد برای راهروان عبور از جنگل دشوار باشد.

The roughened edges of the paper gave it a handmade feel.

لبه های زبر کاغذ به آن حس دست ساز می داد.

The roughened appearance of the old building added to its historical charm.

ظاهر زبر ساختمان قدیمی به جذابیت تاریخی آن افزود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید