roughens

[ایالات متحده]/ˈrʌfənz/
[بریتانیا]/ˈrʌfənz/

ترجمه

v. (به) زبر کردن یا شدن؛ نابرابر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

roughens the surface

سطح را زبر می‌کند

roughens the edges

لبه‌ها را زبر می‌کند

roughens the texture

بافت را زبر می‌کند

roughens the finish

پوشش را زبر می‌کند

roughens the skin

پوست را زبر می‌کند

roughens the wood

چوب را زبر می‌کند

roughens the fabric

پارچه را زبر می‌کند

roughens the road

جاده را زبر می‌کند

جملات نمونه

the constant wind roughens the surface of the lake.

باد مداوم سطح دریا را ناهموار می‌کند.

over time, the wood roughens and loses its smooth finish.

با گذشت زمان، چوب ناهموار شده و لعاب خود را از دست می‌دهد.

his hands roughen from years of hard labor.

سال‌ها کار سخت باعث می‌شود دست‌هایش زبر شود.

the artist prefers a canvas that roughens with use.

هنرمند ترجیح می‌دهد از بوم نقاشی که با استفاده زبر شود استفاده کند.

the roughens in the fabric give it a unique texture.

ناهمواری‌های پارچه به آن بافتی منحصر به فرد می‌دهد.

as the paint dries, it roughens and creates interesting patterns.

همانطور که رنگ خشک می‌شود، زبر شده و الگوهای جالبی ایجاد می‌کند.

the roughens of the road made the ride uncomfortable.

ناهمواری‌های جاده سواری را ناراحت‌کننده کرد.

his voice roughens when he speaks for too long.

وقتی زیاد صحبت می‌کند، صدای او زبر می‌شود.

the roughens in the terrain make hiking challenging.

ناهمواری‌های زمین پیاده‌روی را دشوار می‌کند.

she loves how the sea roughens during a storm.

او عاشق این است که چگونه دریا در هنگام طوفان زبر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید