rubber ducks
مروخهای مยางی
rubber band
نوار مยางی
rubbers out
مروخهای بیرون میآیند
rubber soles
پایههای مยางی
rubbing rubbers
مروخههای اصطکاکی
rubber gloves
دستکشهای مยางی
rubbers away
مروخهها از بین میروند
rubber stamp
مهر مยางی
rubbed rubbers
مروخههای لایهشده
rubber tree
درخت مยาง
the child bounced the rubbers high in the air.
کودک چرطهای رезینی را به بالا پرتاب کرد.
she used rubbers to hold her hair back.
او از چرطهای رезینی برای پشت چرخیدن موی خود استفاده کرد.
he erased the mistake with rubbers.
او با چرطهای رезینی خطا را پاک کرد.
the teacher handed out rubbers to the students.
معلم چرطهای رезینی به دانشآموزان داد.
we bought a pack of rubbers at the store.
ما یک بسته چرطهای رезینی را از فروشگاه خریدیم.
the rubbers were scattered across the floor.
چرطهای رезینی در سراسر زمین پراشیده بودند.
she stretched the rubbers around her wrist.
او چرطهای رезینی را به دور کف دست خود کشید.
he collected all the loose rubbers.
او تمام چرطهای رезینی آزاد را جمع کرد.
the game involved throwing rubbers at a target.
این بازی شامل پرتاب چرطهای رезینی به یک هدف بود.
she made a bracelet out of rubbers.
او یک دستبند را از چرطهای رезینی ساخت.
the child's rubbers broke easily.
چرطهای رезینی کودک به سادگی شکست.
rubber ducks
مروخهای مยางی
rubber band
نوار مยางی
rubbers out
مروخهای بیرون میآیند
rubber soles
پایههای مยางی
rubbing rubbers
مروخههای اصطکاکی
rubber gloves
دستکشهای مยางی
rubbers away
مروخهها از بین میروند
rubber stamp
مهر مยางی
rubbed rubbers
مروخههای لایهشده
rubber tree
درخت مยาง
the child bounced the rubbers high in the air.
کودک چرطهای رезینی را به بالا پرتاب کرد.
she used rubbers to hold her hair back.
او از چرطهای رезینی برای پشت چرخیدن موی خود استفاده کرد.
he erased the mistake with rubbers.
او با چرطهای رезینی خطا را پاک کرد.
the teacher handed out rubbers to the students.
معلم چرطهای رезینی به دانشآموزان داد.
we bought a pack of rubbers at the store.
ما یک بسته چرطهای رезینی را از فروشگاه خریدیم.
the rubbers were scattered across the floor.
چرطهای رезینی در سراسر زمین پراشیده بودند.
she stretched the rubbers around her wrist.
او چرطهای رезینی را به دور کف دست خود کشید.
he collected all the loose rubbers.
او تمام چرطهای رезینی آزاد را جمع کرد.
the game involved throwing rubbers at a target.
این بازی شامل پرتاب چرطهای رезینی به یک هدف بود.
she made a bracelet out of rubbers.
او یک دستبند را از چرطهای رезینی ساخت.
the child's rubbers broke easily.
چرطهای رезینی کودک به سادگی شکست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید