rubbing

[ایالات متحده]/'rʌbɪŋ/
[بریتانیا]/'rʌbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطکاک; مالش; ساییدن
v. مالیدن; ماساژ دادن; به شدت لمس کردن
Word Forms
جمعrubbings
صفت یا فعل حال استمراریrubbing

عبارات و ترکیب‌ها

rubbing alcohol

الکل ايسوپروپيلي

rubbing against

مالش دادن

rubbing shoulders

هم‌نشینی صمیمانه

rubbing elbows

مالش دادن آرنج

rubbing fastness

مقاومت در برابر سایش

fastness to rubbing

مقاومت در برابر سایش

rubbing surface

سطح مالش داده شده

جملات نمونه

stone rubbing inscriptions

کتیبه‌های سوهان‌کاری شده روی سنگ

diplomats rubbing elbows with heads of state.

دیپلمات‌ها در کنار رهبران کشورها با هم تعامل داشتند.

You can magnetize a needle by rubbing it with a magnet.

می‌توانید یک سوزن را با مالش دادن آن با یک آهنربا مغناطیس کنید.

try rubbing some teething gel onto sore gums.

سعی کنید کمی ژل دندان‌درد را روی لثه‌های دردناک بمالید.

she found a towel and began rubbing her hair.

او یک حوله پیدا کرد و شروع به مالش موهایش کرد.

dab at the stain—vigorous rubbing could damage the carpet.

به لکه ضربه بزنید - مالش شدید می تواند به فرش آسیب برساند.

she sat up, rubbing the sleep from her eyes.

او بلند شد و خواب را از چشمانش مالش داد.

Rubbing this special cream into the insect bite will help to take away the worst of the pain.

مالیدن این کرم خاص روی گزش حشرات به کاهش درد کمک می کند.

many insects make noises by rubbing parts of their bodies together.

حشرات زیادی با مالش قسمت هایی از بدن خود صدا ایجاد می کنند.

Cutting-rubbing mill is advanced new model special equipment for aciform wollastonite.

کارخانه آسیاب برش-مالش یک مدل جدید پیشرفته و تجهیزات ویژه برای ولستونیت سوزنی شکل است.

After insole backpart trimming, can embellishment round edge by Rubbing Machine.

پس از برش قسمت پشتی کفی، می‌توان لبه را با ماشین ساییده کاری تزئین کرد.

There are large collections of ancient rubbings, pictures, atlas, stemmata, and minority literatures.

کلکسیون‌های بزرگی از کپی‌های قدیمی، تصاویر، اطلس، استماتا و ادبیات اقلیت وجود دارد.

This insect makes its strange noise by rubbing its back legs together.

این حشره با مالش پا های پشتی خود صدای عجیب و غریب خود را ایجاد می کند.

Jerry was already unhappy because he fumbled the ball,but his teammates kept rubbing it in.

جری از قبل ناراضی بود زیرا توپ را از دست داد، اما هم تیمی هایش به آن اشاره می کردند.

She’s always rubbing my nose in it. She’s never forgiven me for not taking that job.

او همیشه پوزخندم را به من نشان می دهد. او هنوز هم من را برای نگرفتن آن شغل بخشیده نیست.

Phosphorus eutectic and carbon compound with boracium were found in the structure of rubbing-pair material when reasonable amounts of the elements of phosphorus and boracium were added.

در ساختار مواد جفت سایشی، فسفرهای ائوتکتیک و ترکیب کربنی با بوراسیوم در صورت افزودن مقادیر مناسب از عناصر فسفر و بوراسیوم یافت شد.

Wash daily with a mild soap and water. Use your hands rather than a facecloth so that you don't risk damaging the skin by rubbing too hard.

به طور روزانه با صابون و آب ملایم بشویید. به جای دستمال صورت از دست‌های خود استفاده کنید تا خطر آسیب رساندن به پوست با مالش بیش از حد را کاهش دهید.

The main products are as follows, exhaust manifold, bent axle, camshaft, rubbing sassafras nestification, gearbox, support, flywheel, etc.

محصولات اصلی عبارتند از: منیفولد اگزوز، محور خمیده، میل سوپاپ، لانه سازی ساسافراس ساییده شده، گیربکس، نگهدارنده، پروانه و غیره.

The equipment is welded by thicken material .Break rigid material ia hight efficiency ,indeformable ,little moise .The dynamic nose of tool is knocked-down .It is easy to rubbing when it is dull.

تجهیزات با استفاده از مواد ضخیم جوش داده شده است. شکستن مواد سخت دارای راندمان بالا، غیر قابل تغییر شکل و کمی صدا است. بینی پویای ابزار به پایین زده شده است. هنگامی که کند می شود، به راحتی می توان آن را مالش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید