| جمع | ruffians |
Some local ruffians are responsible for this.
برخی از زورگویان محلی مسئول این موضوع هستند.
The ruffian flicked the knife open.
زورگو چاقو را باز کرد.
A few ruffian begin chummery make a target, only poor clever boy or long-standing.
چند تبهکار شروع به صحبتهای دوستانه کردند تا یک هدف را تعیین کنند، فقط یک پسر باهوش فقیر یا با سابقه طولانی.
The ruffian threatened to run his victim through if he did not hand over all his money.
تبهکار تهدید کرد که اگر قربانی پولش را تحویل ندهد، از روی او عبور میکند.
In addition, if see gastral cavity ruffian is full, deglutition difficulty, pectoral coerce bright is painful person much fact;
علاوه بر این، اگر حفره شکمی، آشوبگر را ببینید، مشکل در بلع، درخشندگی اجباری قفسه سینه دردناک است، حقیقت زیادی برای یک شخص وجود دارد؛
The ruffian threatened the shopkeeper with a knife.
تبهکار با چاقو مغازهدار را تهدید کرد.
She was surrounded by a group of ruffians in the dark alley.
او در یک کوچه تاریک توسط گروهی از تبهکاران احاطه شده بود.
The ruffian was arrested for causing a disturbance in the bar.
تبهکار به دلیل ایجاد مزاحمت در بار دستگیر شد.
The ruffian tried to pick a fight with the bouncer at the club.
تبهکار سعی کرد با محافظ کلاب درگیر شود.
He was known as a ruffian in the neighborhood due to his violent behavior.
او به دلیل رفتار خشونتآمیزش به عنوان یک تبهکار در محله شناخته میشد.
The ruffian was involved in a series of robberies in the area.
تبهکار در مجموعهای از سرقتها در این منطقه دخیل بود.
The ruffian was known for his bullying tactics in school.
او به دلیل تاکتیکهای زورگوییاش در مدرسه شناخته میشد.
The ruffian was finally apprehended by the police after a long chase.
تبهکار پس از تعقیب طولانی سرانجام توسط پلیس دستگیر شد.
The ruffian's gang was responsible for the recent vandalism in the park.
گنگ تبهکار مسئول خرابکاری اخیر در پارک بود.
The ruffian's menacing presence made everyone uneasy at the party.
حضور تهدیدآمیز تبهکار باعث ناراحتی همه در مهمانی شد.
Some local ruffians are responsible for this.
برخی از زورگویان محلی مسئول این موضوع هستند.
The ruffian flicked the knife open.
زورگو چاقو را باز کرد.
A few ruffian begin chummery make a target, only poor clever boy or long-standing.
چند تبهکار شروع به صحبتهای دوستانه کردند تا یک هدف را تعیین کنند، فقط یک پسر باهوش فقیر یا با سابقه طولانی.
The ruffian threatened to run his victim through if he did not hand over all his money.
تبهکار تهدید کرد که اگر قربانی پولش را تحویل ندهد، از روی او عبور میکند.
In addition, if see gastral cavity ruffian is full, deglutition difficulty, pectoral coerce bright is painful person much fact;
علاوه بر این، اگر حفره شکمی، آشوبگر را ببینید، مشکل در بلع، درخشندگی اجباری قفسه سینه دردناک است، حقیقت زیادی برای یک شخص وجود دارد؛
The ruffian threatened the shopkeeper with a knife.
تبهکار با چاقو مغازهدار را تهدید کرد.
She was surrounded by a group of ruffians in the dark alley.
او در یک کوچه تاریک توسط گروهی از تبهکاران احاطه شده بود.
The ruffian was arrested for causing a disturbance in the bar.
تبهکار به دلیل ایجاد مزاحمت در بار دستگیر شد.
The ruffian tried to pick a fight with the bouncer at the club.
تبهکار سعی کرد با محافظ کلاب درگیر شود.
He was known as a ruffian in the neighborhood due to his violent behavior.
او به دلیل رفتار خشونتآمیزش به عنوان یک تبهکار در محله شناخته میشد.
The ruffian was involved in a series of robberies in the area.
تبهکار در مجموعهای از سرقتها در این منطقه دخیل بود.
The ruffian was known for his bullying tactics in school.
او به دلیل تاکتیکهای زورگوییاش در مدرسه شناخته میشد.
The ruffian was finally apprehended by the police after a long chase.
تبهکار پس از تعقیب طولانی سرانجام توسط پلیس دستگیر شد.
The ruffian's gang was responsible for the recent vandalism in the park.
گنگ تبهکار مسئول خرابکاری اخیر در پارک بود.
The ruffian's menacing presence made everyone uneasy at the party.
حضور تهدیدآمیز تبهکار باعث ناراحتی همه در مهمانی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید